تبليغاتX
Bolly Wood
عکس و مطلب هندی
سلام دوستاي خيلي خيلي خوب و گلم. خيلي وقته كه نديدمتون. از ۱۳ فروردين آپ نكردم. البته يه مشكلي پيش اومده بود كه درست شد. حالا هم اومدم متاسفانه بگم ديگه نميتونم اين وبلاگ رو اداره كنم. خواهش ميكنم اگه شما كسي رو ميشناسيد كه بخواد كار من رو ادامه بده به من بگيد. فقط زودتر تا من خيالم راحت بشهپس من منتظر هستم تا شما خبر بديد.

اين وبلاگ ديگه منه اگر دوست داشتيد يه سر به من بزنيد:

www.aftab-mahtab2.blogfa.com

پس من منتظر هستم هر کسی که داوطلب بود توی قسمت نظرات بهم بگه یا برام آف بذاره

اینم آی دی من:mahima_202

پس منتظرم و همتون رو به خدای بزرگ میسپارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 16:0  توسط مهتاب | 

 

سلام عزیزان خوبین؟ بازم سال جدید رو بهتون تبریک میگم. در مورد عکسا هم من عکس همه رو گذاشته بودم ولی بالا نیومدن. احتمالا این مطلب آخرمه البته بازم به شماها سر میزنم اما دیگه وقت آپ کردن ندارم. اما اگر آپ کردید بیاید به من خبر بدید تامنم بیام از مطالبتون استفاده کنم. البته شاید از تابستون سال ۸۷ بیام و مطلب بنویسم. اما منو یادتون نره!!!!!من همتون رو دوست دارم و به خدای بزرگ میسپارم.راستی از آقا هادی و سپیده جان و آقا زکریا عذر میخوام چون هر کاری کردم نتونستم وبلاگهاشون رو باز کنم.

حالا میریم سراغ این مطلب، این فهرست تمام جوایزی هستش که بازیگران در جشنواره های فیر از سال ۱۹۷۱تا کنون گرفتن:(البته جوایز سال2004 رو پیدا نکردم اگر یکیتون زحمت بکشه به من بگه من اونم وارد این لیست میکنم.)

این بازیگرانی هستند که میدونستم بیشتر دنبالشون میگردید:(به ترتیب حروف الفبا مرتب شده.)

آبیشک باچان: بهترین هنرپیشه مرد نقش مکمل: (2005 یووا- 2006 سرکار- 2007 گبی الوداع ناکنها)

آجی دوگان: 1991 بهترین هنرپیشه تازه وارد سال- 2002 بهترین هنرپیشه نقش منفی(دیوانگی)

ارباز خان: 1996 بهترین هنرپیشه نقش منفی(درار)

ارشد ورسی: 2007 برترین بازیگر نقش کمدی

آکشی خانا: 1997بهترین هنرپیشه تازه وارد سال- بهترین هنرپیشه مرد نقش مکمل: (2001 دل چهتاهه)

آکشی کمار: 2001 بهترین هنرپیشه نقش منفی(اجنبی)- 2006بهترین بازیگر نقش کمدی سال(گرم مسالا)

آمیتا باچان: بهترین هنرپیشه مرد سال: (1977 امراکبرآنتونی- 1978 وان- 1991 هم- 2006 بلک) بهترین هنرپیشه مرد نقش مکمل:(1971 آناند- 1973 نمک حرام- 2000 محبتین)1990جایزه یک عمر فعالیت هنری- 2003 جایزه یک عمر فعالیت هنری- 2006 بهترین بازیگر سال از نظر منتقدین(بلک)

امیر خان: 1988 بهترین هنرپیشه تازه واردسال- بهترین هنرپیشه مرد سال: (1996 راجا هندوستانی- 2001 لاگان)2007 برترین بازیگر مرد از نظر منتقدین(رنگ دبستنی)

آمیشا پاتل: 2001 جایزه ویژه منتقدان

آنیل کاپور: بهترین هنرپیشه مرد سال: (1988 تیزاب- 1992 بتا) بهترین هنرپیشه مرد نقش مکمل: (1984 ماشال- 1999 تال)

ایشا دیول: 2002 بهترین هنر پیشه تازه وارد سال

آیشواریارای: بهترین هنرپیشه زن سال: (1999 هم دل دچوکه صنم- 2002 دیوداس)

بابی دیول: 1995 بهترین هنرپیشه تازه وارد سال

بی پاشا باسو: 2001 بهترین هنرپیشه تازه وارد سال

پریانکا چوپرا: 2003 بهترین هنرپیشه تازه وارد سال- 2005 بهترین بازیگر نقش منفی(اعتراض)

پریتی زینتا: 1998 بهترین هنرپیشه تازه وارد سال- بهترین هنر پیشه زن سال: (2003 کال هوناهو)

تابو:1994 بهترین هنرپیشه تازه وارد سال- 2000 جایزه ویژه هیأت داوران(هوتوتو)

جایا بهادری (باچان): 1997 جایزه ویژه منتقدان- بهترین هنرپیشه زن سال: (1972 سیتااورگیتا- 1974 کوراکاغذ- 1979 نوکر) بهترین هنرپیشه زن نقش مکمل: ( 2000 فیزا- 2001 گبی خوشی گبی غم- 2003 کال هوناهو)- 2007 جایزه یک عمر فعالیت هنری

جکی شروف: بهترین هنرپیشه مرد سال: (1989 پاریندا) بهترین هنرپیشه مرد نقش مکمل: (1994 لاواستوری۱۹۴۲- 1995 رنگیلا)

جوهی چاولا: بهترین هنرپیشه زن سال: (1993 هم هه رهی پیارکه)

درمندرا: 1996 جایزه یک عمر فعالیت هنری

رانی موکرجی: بهترین هنرپیشه زن سال: (2005 هم توم- 2006 بلک) بهترین هنرپیشه زن نقش مکمل: (1998 کوچ کوچ هوتاهه- 2005 یووا)- 2006 بهترین بازیگر زن از نظر منتقدین

رکا: بهترین هنرپیشه زن سال: (1976 تپه سیاه- 1980 خوب صورت- 1988 کان باری مانگ) بهترین هنرپیشه زن نقش مکمل: (1973 داگ- 1989 رام لاکان- 1996 کیلادیون کاکیلادی)- 2002 جایزه یک عمر فعالیت هنری

ریشی کاپور: 1997 جایزه ویژه منتقدان- بهترین هنرپیشه مرد سال: (1973 بابی)

سانجی دات: 2003 بهترین هنرپیشه نقش کمدی(موناپای)- بهترین هنرپیشه مرد سال: (1999 واستاو)

سانی دیول: بهترین هنرپیشه مرد سال: (1990 خیال) بهترین هنرپیشه مرد نقش مکمل: (1993 دامینی)

سری دیوی: بهترین هنرپیشه زن سال: (1989 چل باز- 1991 لمحه)

سلمان خان: بهترین هنر پیشه مرد نقش مکمل: (1998 کوچ کوچ هوتاهه)

سوشمیتا سن: بهترین هنرپیشه زن نقش مکمل: (1999 بیوی نامبروان)

سونیل شتی: 2000 بهترین هنرپیشه نقش منفی(ترکن)

سیفعلی خان: 1993 بهترین بازیگر تازه وارد سال- 2001 بهترین هنر یشه نقش کمدی(دل چهتاههبهترین)- 2005 بهترین بازیگر نقش کمدی(هم توم)- بهترین هنرپیشه مرد نقش مکمل: (2003 کال هوناهو)- 2007 برترین بازیگر نقش منفی(امکارا)

شاهد کاپور: 2003 بهترین هنرپیشه تازه وارد سال

شاهرخ خان: 1992 بهترین هنرپیشه تازه وارد سال- 1993 جایزه ویژه هیأت داوران(گبی هاگبی نا)- 2003 جایزه ویژه هیأت داوران(کال هوناهو)- 1994 بهترین هنرپیشه نقش منفی(انجام)- بهترین هنرپیشه مرد سال: (1993 بازیگر- 1995 دلواله دلهنیا لجاینگه- 1997دل توپاگل هه- 1998 کوچ کوچ هوتاهه- 2002 دیوداس- 2005 سوادس)- بازیگر مقتدر سال2005

فردین خان: 1998 بهترین هنر پیشه تازه وارد سال

کاجول:1997 بهترین هنرپیشه نقش منفی(گوپت)- بهترین هنرپیشه زن سال: (1995 دلواله دلهنیا لجاینگه- 1998 کوچ کوچ هوتاهه- 2001 گبی خوشی گبی غم- 2007 فنا)

کاریشما کاپور: بهترین هنرپیشه زن سال: (1996 راجا هندوستانی- 2000 فیزا)- بهترین هنرپیشه زن نقش مکمل سال: (1997 دل تو پاگل هه)

کارینا کاپور: 2000 بهترین هنرپیشه تازه وارد سال- 2003 جایزه ویژه منتقدان(چمیلی)- 2005 بهترین بازیگر زن از دیدگاه منتقدین(دیو)- 2007 برترین بازیگرزن از نظر منتقدین(امکارا)

گویندا: 1996 جایزه ویژه منتقدان- 1999 بهترین هنرپیشه نقش کمدی(هسینامانه)

لارا داتا: 2003 بهترین هنرپیشه تازه وارد سال

مادوری دیکشیت: بهترین هنرپیشه زن سال: (1990 دل- 1992 بتا- 1994 هم آپکه هن کن- 1997 دل تو پاگل هه- 2002 دیوداس)

ماهیما چودری: 1997بهترین هنرپیشه تازه وارد سال

هرتیک روشن: 2000 بهترین هنرپیشه تازه وارد سال- بهترین هنرپیشه مرد سال: (2000 کاهوناپیارهه- 2003 گویی میل گیا- 2007 دوم۲)

هیما مالینی(دئول): بهترین هنرپیشه زن سال: (1972 سیتااورگیتا)

ویویک اوبری: 2002 بهترین هنر پیشه تازه وارد سال- بهترین هنرپیشه مرد نقش مکمل: (2002 کمپانی)

اگر جوایز بازیگری رو که ننوشتم خواستید بگید تا بنویسم.

 

 

تعداد کل جوایزی که بازیگر در جشنواره های فیر گرفته:( به ترتیب حروف الفباست)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

آبیشک باچان:۳ جایزه

آجی دوگان:۲جایزه

ارباز خان:۱جایزه

ارشد ورسی:۱جایزه

آکشی خانا:۲جایزه

آکشی کمار:۲جایزه

آمیتا باچان:۱۰ جایزه

امیر خان:۴جایزه

آمیشا پاتل:۱جایزه

آنیل کاپور:۴جایزه

ایشا دیول:۱جایزه

آیشواریارای:۲جایزه

بابی دیول:۱جایزه

بی پاشا باسو:۱جایزه

پریانکا چوپرا:۲جایزه

پریتی زینتا:۲جایزه

تابو:۲جایزه

جایا بهادری (باچان):۸ جایزه

جکی شروف:۳جایزه

جوهی چاولا:۱جایزه

درمندرا:۱جایزه

رانی موکرجی:۵ جایزه

رکا:۷جایزه

ریشی کاپور:۲جایزه

سانجی دات:۲جایزه

سانی دیول:۲جایزه

سری دیوی:۲جایزه

سلمان خان:۱جایزه

سوشمیتا سن:۱جایزه

سونیل شتی:۱جایزه

سیفعلی خان:۵ جایزه

شاهد کاپور:۱جایزه

شاهرخ خان:۱۱جایزه

فردین خان:۱جایزه

کاجول:۵ جایزه

کاریشما کاپور:۳ جایزه

کارینا کاپور:۴ جایزه

گویندا:۲ جایزه

لارا داتا:۱ جایزه

مادوری دیکشیت:۵ جایزه

ماهیما چودری:۱ جایزه

هرتیک روشن:۴ جایزه

هیما مالینی(دئول):۱جایزه

ویویک اوبری:۲ جایزه

 


من فقط یه یه چیز دیگه میگم اونم اینکه به نظر شما یه مقدار تا حالا حق سلمان خان ضایع نشده؟ فقط یک جایزه اونم برای نقش مکمل. نمی دونم شما نظر بدید. همتون رو به خدای بزرگ می سپارم.منتظر نظرهاتون هستم.

 
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 16:57  توسط مهتاب | 

 

سلام!!!!!!!!!!!!! بار قبل از رانی نوشتم حالا نوبت عامرخان یا همون امیرخان خودمونه من خیلی ازش خوشم میاد چون اولین فیلمای هندیی که دیدم از اون بود یعنی همون دل (مادوری دیکشیت) و عشق (کاجول، آجی دوگان ، چوهی چاولا):

بیوگرافی عامرخان : 

 تاریخ تولد : چهاردهم مارس ۱۹۶۵

 محل تولد : بمبئی هندوستان

 نام پدر : طاهر حسین

 نام مادر : زینب حسین

 نام برادران : فیصل خان

 نام خواهران : نهضت و فرحد

 وضعیت تاهل : از همسرش طلاق گرفته .

 نام همسر سابق : رینا

 نام فرزندان : یک پسر ا نام جنید و یک دختر با نام ایرا دارد .

 نام اولین فیلم : یا دوکی بارات

 نسبت هنری : پدر او طاهر حسین شاعر و نویسنده مشهور و شناخته شده ای است و عموی او ناصر حسین خان فیلم ساز افسانه ای هند و پسر عموی او  منصور خان کارگردانی معروف است . فیصل خان برادر او نیز بازیگر است .

زندگی نامه :

 عامر حسین خان در چهاردهم مارس سال ۱۹۶۵ در بمبئی و در خانواده ای اصیل و هنرمند به دنیا آمد . پدر او طاهر حسین شاعر و نویسنده مشهور و شناخته شده هند و مادرش زینب حسین است .

آن ها به جز عامر سه فرزند دیگر نیز دارند . فیصل خان برادر او و نهضت و فرحد دو خواهرش هستند .

عموی عامر ناصر حسین فیلم ساز افسانه ای هند و پسر عموی او منصور خان کارگردانی معروف است . هنر در رگ های عامر خان جریان دارد . . او از دوران کودکی تواناییش را در بازیگری به تصویر کشید . اولین فیلم او یا دوکی بارات ساخت عمویش بود . از همان زمان عامر خان راهش را پیدا کرد اما به خاطر اصرار خانواده اش مجبور شد که در رشته بازرگانی ادامه تحصیل بدهد . عامر علاقه فراوانی به بازیگری داشت اما دلش نمی خواست که با کمک و حمایت خانواده اش به عالم سینما معرفی شود . او می خواست که با نشان دادن توانایی هایش دیگران را متوجه هنر بازیگریش بکند . به همین خاطر بازی در فیلم کوتاهی را پذیرفت و از این طریق بسیار مورد توجه عمویش قرار گرفت و به این ترتیب ناصر حسین تصمیم گرفت فیلمی با بازی عامر خان و کارگردانی پسرش منصور خان تهیه کند . این فیلم که قیامت سه قیامت تک نام داشت با استقبال فراوانی رو به رو شد . بعد از آن بود که عامر خان به بازیگری سرشناس تبدیل شد و محبوبیت فراوانی به دست آورد . بیش تر محبوبیت عامر خان به خاطر بازی در فیلم دل ساخته ایندر کمار است . این فیلم در کشور های دیگر نیز بسیار مورد توجه قرار گرفت .

 عامر خان از سال ۱۹۹۳ به بعد روش کاریش را تغییر داد . او تصمیم گرفت که در فیلم های اندکی حضور پیدا کند اما فیلم هایی را انتخاب کرد که باعث بیش تر مطرح شدن نام او شدند .

  در سال ۱۹۹۳ خبر روابط او و پوجاباهات منتشر شد و شایعات فراوانی در مورد این دو ستاره به وجود آمد . از آن زمان به بعد عامر خان کم تر در مطبوعات حضور یافت  برادر عامر فیصل خان نیز بعد از پیوستن برادرش به بالیوود به سینما علاقه مند شد و در چندین فیلم از جمله ملا به ایفای نقش پرداخت . ماجرای ازدواج عامر خان جالب و شنیدنی است . عامر خان و رینا در یکی از کلوپ های شهرشان با یکدیگر آشنا شدند . آن ها به شدت به یکدیگر علاقه مند شده بودند به طور مخفیانه و به دور از چشم پدر و مادرهایشان با هم ازدواج کردند . آن ها مدتی بعد از ازدواجشان به نزد پدر رینا در کلکته رفتند و این موضوع را در نزد او عنوان کردند اما پدر رینا به شدت عصبانی شده و آن دو را از خانه بیرون می کند در آن هنگام عامر به همراه رینا به بمبئی می روند و این موضوع را با پدر عامر خان در میان میگذارند پدر و مادر عامر متعجب می شوند اما سعی می کنند این موضوع را بپذیرند و آن ها رینا را به عنوان عروس خود می پذیرند و سپس پدر عامر با پدر رینا صحبت میکند و او نیز راضی میشود . عامر و رینا روابط خوبی داشتند و عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند . آن ها دو فرزند نیز دارند پسر عامر خان جنید نام دارد و دخترش ایرا . مشکلات عامر و رینا از سال ۲۰۰۱ آغاز شد . زمانی که عامر خان بازی در فیلم دل چهتاهه را پذیرفت و در آن با پریتی زینتا هم بازی شد . از آن زمان به بعد که حرف هایی در مورد جدایی عامر از همسرش شنیده شد عامر خان و پریتی زینتا روابط بسیار خوبی با هم پیدا کردند ولی تنها دو دوست صمیمی بودند. خانواده عامر خان هنوز هم به عروس سابقشان علاقه مندند . برادر عامر خان فیصل خان و پسر عموی او منصور خان هنوز هم به رینا سر می زنند و خواهر منصور دختر عموی عامر وقت زیادی را با رینا می گذرانند و جنید و ایرا علاقه فراوانی به پدرشان دارند به همین خاطر هنگامی که عامر خان و رینا جر و بحث می کردند سعی می کردند این مو ضوع را از فرزندانشان مخفی نگه دارند بعد از ساخت و اکران فیلم لاگان و موفقیت جهانی آن خبرهای جدیدی از عامر خان به گوش رسید و آن طور که مطرح شد عامر با کرن راو دستیار کارگردان  فیلم لاگان که دختری بیست ساله است روابط بسیار خوبی داشته است و مدتی نیز خبر ازدواج آن دو در لندن منتشر شد اما عامر خان این خبر را تکذیب کرد . عامر خان هم اکنون فیلم دریزینگ و رنگ دبسنتی را در نوبت اکران دارد او سعی دارد تمام وقتش را بر روی کارش متمرکز کند تا از این شایعات در امان بماند .

او در دوران کودکی ابتدا در فیلم " کاروان یادها (Yaadoni ki baaraat )  " و سپس در فیلم  " مدهوش " که هر دو توسط عموی او ( نصیر حسین ) تهیه شده بود بازی کرده است .حالا که او تبدیل به یک ستاره بزرگ شده و در مورد فیلم های دوران کودکی از او سوال می شود او با لبخندی که ناشی از خجالت است می گوید : " من هیچ علاقه ای به دیدن آن فیلم ها ندارم چون من در کودکی گوش های خیلی بزرگی داشتم و این کاملا در آن فیلم ها دیده می شود و از این بابت خجالت می کشم . "

عامر در دوران نوجوانی علاقه خود به سینما را با بازی در تئاتر و شرکت در بازی های تئاتر به خانواده اش اعلام کرد . اما والدین او معتقد بودند که او باید ادامه تحصیل بدهد . عامر به اصرار پدرو مادرش وارد کالج شد . ولی شش ماه نگذشته بود که کالج را رها کرد .

با وجود این که پدر وعموی او سال های زیادی در عرصه سینما مشغول به فعالیت بودند , ولی عامر حاضر نبود از ان ها درخواست کند تا نقشی به او بدهند . او می خواست که آن ها خود پی به قابلیت های او ببرند . در همین دوران بود که دوستان عامر او را به یک دانشجوی سینما معرفی کردند تا او بازیگر پایان نامه این دانشجو شود .

این یکی از شیرین ترین لحظات زندگی او محسوب می شود او خوشحال بود از این که توانسته در یک فیلم کوتاه بازی کند !

عامر معتقد است که از این لحظه به بعد تمام درهای موفقیت به روی او باز شدند . در همین هنگام بود که عموی عامر تصمیم ساخت فیلم" از قیامت تا قیامت ( Qayamat se Qayamat tak) " را به مرحله اجرا گذاشت و آن ها یکراست به سراغ عامر آمدند . بعد از تست گریم او به عنوان بازیگر نقش اول فیلم معرفی شد . البته وقتی فیلم به پایان رسید هیچ توزیع کننده ای حاضر به پخش فیلم نبود . چون تقریبا تمام دست اندرکاران فیلم تازه کار بودند . جوهی چاولا " که بعد از فیلم سلطنت " (۱۹۸۴) دیگر هیچ پیشنهادی به او نشده بود و نقش مقابل عامر را به عهده داشت .  منصور خان   پسرعموی او که برای اولین بار دست به کارگردانی می زد یکی دیگر از عوامل بی اعتباری فیلم محسوب می شد . ولی بعد از اکران فیلم بازی زیبای عامر خان به همراه داستان زیبای فیلم نظر همه را به خود جلب کرد . و این فیلم یکی از پر فروش ترین فیلم های سال ۱۹۸۹ اعلام شد که بیش تر از یک سال بر روی پرده های سینما می درخشید .

بعد از فیلم از قیامت تا قیامت   تقریبا هر فیلمی که به او پیشنهاد می شد قرارداد بازی در آن را امضا می کرد . عامر می گوید که بزرگ ترین اشتباه زندگی او همین بوده است .

 فیلم های عشق عشق عشق ,  شماره یک   و خاکستر   یکی پس از دیگری با شکست رو به رو شدند و موقعیت عامر به طور جدی به خطر افتاد . تا این که فیلم دل  اکران شد . این فیلم همه چیز را برای او عوض کرد و اوضاع به حالت عادی بازگشت . هنر نمایی عامر در این فیلم همه را به حیرت انداخت و او برای این فیلم کاندید دریافت جایزه بهترین هنرپیشه نقش اول مرد هم شد . جایزه ای که در نهایت به کس دیگری تعلق گرفت . او بعد از فیلم" دل" دیگر در انتخاب نقش هایش دقیق تر شده بود و با خواندن کانل فیلم نامه قرارداد بازی در فیلم را امضا می کرد .

بعد از آن فیلم دل است که نمی پذیرد (  Dil hai ke maanta nahin) ساخته مهش باهات به نمایش در آمد و یک بار دیگر عامر مورد تقدیر همگان قرار گرفت . با وجود این که این فیلم کاملا از فیلم دزدی دزدی (  Chori Chori) راج کاپور کپی برداری شده بود ولی با موفقیت فوق العاده ای رو به رو شد .

فیلم های برنده قهرمان است    (  Jo jeeta wohi sikender)  ما راهیان عشق هستیم   ( Hum hain rahi pyar ke )  دیگر فیلم های معروف و موفق عامر تا سال ۱۹۹۳ محسوب می شوند . تا آن لحظه او فقط در نقش   یک جوان عاشق پیشه با رفتاری کودکانه   ظاهر شده بود و این چیزی بود که همه منتقدان سینما می گفتند و عامر نیز از شنیدن آن رنج می برد ! اگر چه او قابلیت بازی در هر نقشی را دارا بود ولی هیچ فیلم سازی از آن نقش های کلیشه ای فراتر نمی رفت تا این که در سال ۱۹۹۴ همه چیز به نفع او پیش رفت و چیزی که او انتظار آن را می کشید فراهم شد . یک نقش متفاوت در فیلمی متفاوت . یک کمدی تمام عیار در کنار تنها رقیب سرسخت او  سلمان خان  که پا به پای او در تمام این مدت جلو آمده بود ! فیلم   کار خود به شیوه خود  ( Andaaz Apna Apna ) ساخته  راج کومار سنتوشی  .

با شکسته شدن کلیشه ها کم کم پیشنهادهای جدیدتر و بهتر به سوی او روانه می شد و عامر شانس بیش تری برای انتخاب بهترین نقش ها و نشان دادن استعدادهای خودش داشت . تا این که فیلم  بازی  به او پیشنهاد شد . او پس از خواندن فیلم نامه متوجه شد که توسط این فیلم می تواند هنر خود را به نمایش بگذارد و بازی در آن را پذیرفت .

 ولی به دلیل اکران همزمان این فیلم با فیلم معروف و جنجالی   بمبئی ( Bombay ) فیلم   بازیبا شکست رو به رو شد .  عامر خان   معتقد است که هرکس فیلم بازی  را دید  آن را پسندید . مخصوصا صحنه ای را که او در نقش یک زن به ایفای نقش پرداخته است .

در حقیقت سال ۱۹۹۵ سال دگرگونی برای عامر خان محسوب می شود . در آن سال سه فیلم متفاوت از او اکران شد که فقط  رنگارنگ  (  Rangeela) از فروش خوبی برخوردار شد و اکثر کارشناسان معتقد بودند که بازی زیبای عامر خان در نقش یک   عاشق بی سر و پا   شاید دلیل اصلیفروش فیلم باشد .  عامر  برای بازی بی نقص خود در فیلم  رنگارنگ  برای هشتمین بار کاندید دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره   فیلم فیر  شد که این بار هم در عین ناباوری این جایزه به شاهرخ خان تعلق گرفت .

عامر   معتقد است که جایزه هیچ تاثیری در زندگی یک هنرمند ندارد و یک بازیگر فقط باید در دل تماشاگران زندگی کند . او در سال ۱۹۹۶ فقط و فقط در یک فیلم ظاهر شد و همین یک فیلم کافی بود تا همه را پشت سر بگذارد . فیلمی به نام   راجا هندوستانی  که فروش آن به قدری بود که این فیلم را در لیست   ده فیلم پر فروش تاریخ سینمای هند   قرار داد . عامر   با این فیلم برای نهمین بار کاندید دریافت جایزه شد که این بار بالاخره به او تعلق گرفت .هر چند که او برای دریافت جایزه خود بر روی صحنه حاضر نشد ولی این جایزه در تاریخ سینمای هند برای همیشه به نام او ثبت شد .

گفته می شود که برای یکی از صحنه های رمانتیک فیلم که فقط بیست ثانیه به طول انجامید عامر دو شبانه روز در حال تمرین بوده . او چنان در عمق فیلم فرو رفته بود که در یکی از صحنه های درگیری و  اکشن  فیلم گردن یکی از بدلکاران را شکست و او را روانه بیمارستان کرد !

او در سال ۱۹۹۷ فقط با فیلم  عشق  و در سال ۱۹۹۸ نیز با فیلم  غلام  به رقابت خود در سینما ادامه داد که هر دو از فروش خیلی خوبی برخوردار شدند . درسال ۱۹۹۹ بافیلم  سر فروش  و  قلب (  Mann)  یک بار دیگر همه را به وجد آورد و با نقش هایی متفاوت تر از همیشه حضور قدرتمند خود را در بالیوود اعلام کرد .

 اوج هنر و ظرافت و دقت عامر خان در سال ۲۰۰۱ با اکران فیلم  مالیات  ( Lagaan )  به چشم می خورد . فیلمی تاریخی به تهیه کنندگی خودش و بازی گیرای او که دنیا را مجبور به تحسین کرد . این فیلم سه ساعت و چهل دقیقه ای که کاندیدای دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی نیز شد آغازی مجدد و موفق برای صدور فیلم های هندی به سراسر جهان شد .

 عامر خان برای بازی بدون نقص خود در این فیلم یک بار دیگر جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را از آن خودش کرد .عامر خان رکورد دار کاندید شدن برای دریافت تندیس جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره  فیلم فیر   است . در سینمایی که بازیگران آن هم زمان چندین قرارداد برای بازی امضا می کنند عامر خان فقط در هر لحظه مشغول انجام یک فیلم است و این موضوع باعث می شود او متفاوت از دیگران باشد . وقتی دلیل این کار را از او سوال می کنند  او می گوید :  اگر چند فیلم به طور هم زمان بازی کنم دیگر نمی توانم تمام وجودم را صرف نقش و شخصیت ایفایی در فیلم بکنم و در نتیجه کار خوب از آب در نخواهد آمد  .

خیلی ها می گویند که عامر خان معتقد به اخلاقیات است و می خواهد به اوج اخلاقیات و دیانت وست پیدا کند و خیلی ها او را متهم به غرور می کنند ! خیلی ها می گویند که او همیشه فیلم سازان و بازیگران مقابل خودش را از خود می رنجاند ولی شاید همه این حرف ها برای این باشد که عامر همه وجودش را صرف پروژه انتخابی خودش می کند .

در فیلم رنگیلا ( ۱۹۹۵ ) عامر در صحنه هایی از فیلم حتی پیراهن خدمتکار خودش را به امانت می گیرد تا نتیجه کار رضایت بخش باشد ! و یا در صحنه ای از فیلم غلام ( ۱۹۹۸ ) او همچون یک بدلکار بی باک و نترس مسابقه سرعت در مقابل قطار در حال حرکت را به نمایش می گذارد تا یکی از ماندگارترین صحنه های سال ۱۹۹۸ را به تصویر بکشد .

وسواس عامر برای فیلم هایی که در آن به نقش آفرینی می پردازد شاید به گذشته او مربوط باشد . زمانی که عامر به عنوان دستیار کارگردان در کنار عموی خودش ( نصیر حسین ) در فیلم هایی همچون   منزل منزل  و  زبر دست   مشغول به کار بود .

درواقع این بازیگر حرفه ای از اولین فیلمی که به عنوان نقش اول به کارگردانی پسر عموی خودش (  Mansoor Khan ) در آن ظاهر شد همیشه فعالانه در پشت صحنه نیز مشغول به کار بوده و خودش در این باره می گوید :  تمام سعی من در ارائه یک فیلم خوب است شاید به همین خاطر است خیلی ها از دست من ناراحت می شوند چون در کار آن ها دخالت می کنم !

در حقیقت یکی از شرایط   عامر   برای پذیرفتن فیلم هایش دخالت او در تمام مراحل ساخت فیلم است . با تمام این احوال هنوز هم خیلی ها به این رفتار عامر عادت نکرده اند و از او ناراحت می شوند . اما خود عامر می گوید که تمام دخالت های او در جهت هر چه بهتر شدن فیلم است .

بزرگ ترین ویژگی عامر خان   در این است که تمام موفقیت او نتیجه تلاش و پشت کار و انتخاب نقش های درست و اجرای بی نقص آن ها بوده و به مانند بعضی از دیگر بازیگران موفقیت خودش را مدیون فیلم سازان برگی همچون   مانی رتنم   سوبهاش گای   یاش چوپرا  و یا حتی دیوید داوان   نیست . در عوض فیلم سازانی بی نام و نشان و تازه کار و یا حتی شکست خورده وجود دارند که حتی موفقیت خود را مدیون این بازیگر حرفه ای سینما می دانند . وقتی به تیتراژ فیلم های عامر نگاه می کنیم معتبرترین نامی که به چشم می خورد فقط نام خود او می باشد . فیلم سازانی همچون  آشوتوش گواریکار  ( بازی )  جان ماتیو ماتن  ( سر فروش ) و یا حتی فیلم ساز شکست خورده ای همچون   ویکرام بات  ( غلام ) خود را مدیون عامر خان می دانند .

 امروزه همه از عامر خام به عنوان یک بازیگر تمام حرفه ای یاد می کنند و حضور او در هر فیلمی می تواند حداقل پنجاه درصد فروش فیلم را تضمین کند . یکی دیگر از ویژگی های عامر خان طرفداران او هستند که در واقع جزو قشر خاص جامعه هند می باشند و جزو عوام نیستند که امروز طرفدار یک بازیگر باشند و فردا طرفدار دیگری ! طرفدارانی که سینما را تنها به عنوان یک سرگرمی و ابزاری برای اتلاف وقت  می دانند و از هنر موجود در سینما چیزی نمی دانند و همین امر است که باز ه باعث متمایز شدن عامر خان از سایر هم دوره ای های او می شود .

چند فیلم محبوب از عامر خان:

۱- دل دركنار مادوري ديكسيت (عاشقانه)
2-لاو لاو دركنار جوهي چاولا(عاشقانه )
3- راجاي هندوستان دركنار كريشما كاپور(عاشقانه )
4- ديل چلته هاي دركنار پريتي زينتا (عاشقانه)
5- قيام دركنار راني مكرجي (تاريخي )
6- رنگ دبستي دركنار يه عالمه بازيگر غريبه (داستاني)
7- فنا دركناركاجول (عاشقانه)

مصاحبه اختصاصی با عامر خان:

راستش باورم نمیشه که دارم با شما مصاحبه می کنم . چون شما با خبرنگارهای کشور خودتون به سختی مصاحبه می کنی ولی من این جا به این راحتی ؟

- من برای کارم دلیل دارم . بیش تر خبرنگارهای کشور ما برای مصاحبه میان و سوال می پرسن و بعد در جواب از زبون ما هر چی که دوست دارند می نویسن .

آخه به جز این مورد شما خیلی هم منزوی و گوشه گیر هستید و معمولا زیاد در دسترس نیستید ؟

- من از دوران کودکی این رفتار رو داشتم و الآن هم بهش عادت کردم .

 زندگی جدیدتون چه طوره ؟ با شرایط جدید و همسر جدیدتون چه طورید ؟

- خدا رو شکر زندگی خوب و عالی دارم .

 من چند سال پیش توی یک مصاحبه از شما شنیدم که موفقیت خودتون رو مدیون همسرتون بودید ... در این مورد بگو یید؟

- من هنوز هم به این موضوع اعتراف می کنم . همسر سابقم خیلی با من رفتار عالی و خوبی داشت و با موقعیت من و شغلم کنار آمده بود و کاملا من رو درک می کرد ولی به یکباره از حدود سه سال پیش سر ناسازگاری گذاشت , البته من دلیل کارش رو می دونستم و بارها بهش تذکر دادم که ادامه نده ولی متاسفانه بعد از مدتی به این نتیجه رسیدیم که دیگه نمی تونیم با هم ادامه بدیم و جدا شدیم .

توی این زمینه خیلی براتون شایعه درست کردند . نظرتون چیه ؟ 

- من به شایعات اهمیت نمی دهم . شایعات همیشه هستند و اگر بهشون توجه کنیم روز به روز بیش تر و بزرگ تر خواهند شد .

رابطه تو با سلمان خان چه طوره ؟

- من با سلمان خان رابطه خیلی خوبی دارم و هرگز با اون دچار مشکل نشدم .

پس چرا خیلی باهاش رفت و آمد نمی کنی ؟

- گفتم که من خیلی عادت به رفت و آمد کردن با دیگران ندارم . البته من وسلمان خان با هم در ارتباط هستیم و از احوال هم جویا .

سلمان خان چرا این قدر حاشیه دارند ؟

- مقصر خودشه . من بارها به خودش هم این مورد رو گوشزد کردم . سلمان خان نباید اجازه بده که براش این قدر شایعه درست کنند چرا که بیش تر از هر  کسی خودش متضرر می شه .

در مورد شاهرخ خان بگویید ؟

- من با شاهرخ خان خیلی رابطه ندارم یا بهتر بگم اصلا رابطه ندارم .

همه می گن که شما با هم دشمن هستید , درسته ؟

- دشمن !!! این ها از اون دسته اخباری هست که بعضی از خبرنگارها درست می کنند تا با نوشتن اون ها فروش کنند

پس چرا در مجلس تولد آمیتاب بچن 2 سال پیش با هم درگیری پیدا کردید ؟

- اون فقط یک درگیری لفظی بود که مقصرش هم کرن جوهر بود .

کرن جوهر چرا ؟

- کرن از حدود سه چهار سال پیش دائم به من اصرار می کرد که در فیلمی که قراره بسازه با شاهرخ خان هم بازی بشم ولی من تمایلی به این کار ندارم چون احساس می کنم که ما در کنار هم موفق نیستیم . توی اون مجلس هم من با کرن جوهر در این رابطه بحث می کردیم که شاهرخ خان هم قاطی بحث شد و با هم درگیری لفظی پیدا کردیم .

شاهرخ خان که بدش نمیاد با شما هم بازی بشه ؟

- شاهرخ خان قصد داره تا با بازی در کنار من به رقابت با من بپردازه ولی من حاضر به این کار نیستم , نه این که در مقابلش ناتوان باشم چون مطمئنم که از اون بدتر نیستم و نظرات کارشناسان این رو ثابت می کنه ولی شاهرخ خان قصد داره که خودش رو بهتر از من نشون بده . من هم معتقد هستم وقتی در یک فیلم عواملش با هم یک دل نباشند اون فیلم موفق نمیشه .

نظرتون راجع به ریتیک روشن چیه ؟

- بازیگر خوبیه و من از کارش خوشم میاد و مطمئن هستم که سینمای هند در آینده متعلق به اونه .

آبیشک چه طور ؟

- اونم بازیگر خوبیه ولی باید از پدرش تجربه کسب کنه و اون ها رو در فیلم هاش استفاده کنه ضمن این که در انتخاب نقش ها هم باید دقت بیش تری بکنه .

نظرتون راجع به آمیتاب بچن چیه ؟

- آمیتاب بچن واقعا یک اسطوره بزرگ در سینمای هند محسوب می شه . من همیشه ایشان رو دوست داشتم و شخصیت ایشان برام قابل احترام هست .

دوست دارید که یک روز به جایگاه آمیتاب برسید ؟

- داشتن جایگاهی مثل جایگاه آمیتاب احتیاج به شخصیت بزرگی مانند آمیتاب بچن داره و هر کسی نمی تونه این جایگاه رو کسب کنه . در کل داشتن چنین جایگاهی برای هر کسی یک آرزو محسوب میشه .

 از سفری که سه سال پیش به ایران داشتی بگو ؟

 - سفر خوبی بود . من به اصفهان آمده بودم تا هم از این شهر دیدنی بازدید کنم وهم به دور از مشکلات شخصی خودم مدتی رو سپری کنم .

کسی در اون جا شما رو شناخت ؟

- خوشبختانه یا متاسفانه خیر . خوشبختانه چون اگر کسی من رو می شناخت فکر کنم اون آسایش رو از دست می دادم و متاسفانه چون احساس کردم در اون جا غریب هستم و طرفداری ندارم .

یه سوال هنری , فکر می کنید فیلم جدیدتون با نام طلوع (Rising) تا چه اندازه موفق بوده چون واقعا همه منتظره یک شاهکار از شما بودند ؟

- فیلم خیلی خوبی بود . من هم همه تلاش خودم رو کردم که بازی قابل قبولی ارائه کنم . 

ما قصد داریم تا چند تا از فیلم هاتون رو برای ما معرفی و بررسی کنیم , خودتون کدوم ها رو پبشنهاد می دید ؟

 - من دوست دارم همه فیلم هام معرفی بشه ولی ترجیحا فیلم های آخری رو که بازی کردم بهتر و پخته تر بودم . مثل رنگیلا , غلام , راجا هندوستانی , دل چاهتا هه و لگان .

 

 

Risingطلوع

کارگردان: کتان مهتا

بازیگران: عامر خان، توبی استیفنز ، رانی موکرجی ، آمیشا پاتل

بررسی فیلم: بعد از چهار سال دوری از سینما بالاخره طرفداران عامر خان توانستند با یک فیلم فوق العاده دیگر از طرف او به استقبالش بروند. فیلمی به کارگردانی کتان مهتا که از نظر حماسی ما را به یاد فیلم شجاع دل به کارگردانی و بازیگری مل گیبسون می اندازد. این فیلم قسمتی از تاریخ هند محسوب می شود و قیام سال۱۸۵۷ را نشان می دهد و ایستادگی فردی به نام منگل پاندی. فیلم طلوع از یک شهید می گوید. از شجاعت و قهرمانی او و از سهم او در آزادی هندوستان. پس سازندگان این فیلم حرکتی شجاعانه برای به تصویر کشیدن برگی از تاریخ کشورشان انجام داده اند تا مردم امروز بفهمند آزادی را امروز از آن لذت می برند را مدیون افرادی مانند منگل پاندی هستند. منگل پاندی (عامر خان) سرباز هندی است که برای کمپانی هند شرقی بریتانیا خدمت می کند. او افسر ارشد خود ویلیام گوردون (توبی استیفنز) را در هنگام جنگ با افغانستان نجات داده است و دارای روابط دوستانه محکمی با او شده است. داستان جایی جالب می شود که دولت بریتانیا یک مدل اسلحه جدید را معرفی می کند و سربازها مجبورند استفاده از آن را بپذیرند. اسلحه ای که برای استفاده از آن با دهان سربازها تماس برقرار می شود و باروت آنها محتوی گوشت گاو و خوک می باشد و به همین دلیل نه مسلمان ها ونه هندوها نمی توانند از این اسلحه استفاده کنند. سربازها از روی اعتمادی که به گوردون دارند از او در این باره می پرسندو او می گوید که اینگونه نیست و از گوشت خوک و گاو در آنها استفاده نشده است و سربازها شروع به استفاده از آن می کنند تا اینکه اصل ماجرا مشخص می شود و منگل پاندی  سرکردگی یک گروه شورشی را بر عهده می گیرد و در نهایت به سلطه کمپانی هند شرقی خاتمه می دهد. ساخت فیلم تاریخی یک ریسک بزرگ است چون فیلمساز و قصه گو نمی توانند چیزی به آن اضافه کنند و یا قسمتی از آن را کم کنند. اگر از یک قهرمان ملی صحبت به میان می آید باید تا پایان فیلم به او پایبند بود و فقط از او گفت و شنید و این دقیقا چیزی است که کتان مهتا در این فیلم آن را رعایت کرده است. کارگردانی کتان مهتا واقعا خیره کننده است و چگونگی به تصویر کشیدن واقعیات تاریخ از سوی او به خوبی انجام شده است. داستان منگل پاندی شما را از همان شروع فیلم تسخیر می کند و با سکانسهایی جذاب مثل دستگیری عامرخان به عنوان شورشی در همان اوایل فیلم و یا دعوای بین عامرخان و یک افسر خارجی زمانیکه قصد تعرض به رانی را دارد و یا جایی که توبی استیفنز، آمیشا پاتل را از توده مرده سوزی نجات میدهد و در نهایت جایی که عامرخان مجبور به استفاده از اسلحه ممنوعه می شود و یا سکانسهایی که عامرخان با ارتش بریتانیا به مقابله می پردازد و زمانی که خود در آستانه شکست می بیند  با شلیک به خود قصد خودکشی دارد و یا سکانسی که در بیمارستان توبی استیفنز از عامرخان می خواهدکه عذرخواهی کند و یا سکانسی که در نهایت عامرخان به دار آویخته می شود همگی عالی و دیدنی هستند و همواره به یاد بیننده خواهند ماند. اما چیزهایی که به فیلم لطمه زده است ترانه هایی است که به شکل اجباری در فیلم گنجانده شده است و در برخی موارد به فیلم آسیب زده است و یا نپرداختن به سایر شخصیتهای فیلم به جز منگل پاندی می باشد بخصوص شخصیت زنان فیلم که اصلا در فیلم مؤثر نیستند. موسیقی فیلم که توسط ای آر رحمان ساخته شده است شاید مثل همیشه جادویی نباشد ولی به عنوان یک موسیقی بین المللی واقعا قابل لمس است. نورپردازی هیمان دیمجا عالی است و بر زیبایی فیلم افزوده است. انتخاب صحیح لوکیشنها چشم هر بیننده ای را خیره می کند و بی دلیل نبود که کتان مهتا چیزی حدود یک سال در حال انتخاب لوکیشن برای این فیلم بوده است. فیلم منگل پاندی بدون حضور عامرخان واقعا ناقص بود و این اجرای فوق العاده عامرخان است که جلایی عجیب و جادویی به فیلم داده است و در کنار آن کارگردانی بدون نقص کتان مهتا که به عنوان قصه گو نیز عالی عمل کرده است. عامرخان آنقدر در این فیلم عالی ظاهر شده است که بدون شک این فیلم یکی از شاهکارهای بازیگری او محسوب می شود. توبی استیفنز به عنوان یک خارجی در یک فیلم بالیوودی عالی ظاهر شده است و حتی در ادای دیالوگهای هندی نیز فوق العاده عمل کرده است. رانی و آمیشا متاسفانه نقش کمی در فیلم دارند و چندان به آنها پرداخته نمی شود ولی در کل هردوی آنها در همان نقشهای کوتاهشان نیز عالی ظاهر شدند و بدون شک اگر نقشی پر رنگ تر داشتند مطمئنا می توانستند بهتر هم باشند. در کل طلوع فیلمی حماسی است و یک کوشش برای زنده نگه داشتن یاد یک قهرمان ملی و معرفی او به دنیای بین المللی است. 

بچه ها فعلا خداحافظ تا بازیگر بعدی.

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 16:14  توسط مهتاب | 

بیوگرافی رانی موکرجی

رانی موکرجی ملقب به جادوگرسیاه متولد 21 مارچ 1978 دردهلی نو میباشد.اودخترعموی کاجول هنرپیشه محبوب بالیوود میباشد.وی بازی خود رادرسال 1997 درفیلم راجا ایگی برات شروع کرد.
دراین فیلم بازی رانی بسیارموردتوجه شاهرخ خان وکارن که آن زمان به دنبال یه هنرپیشه خوب برای نقش مکمل درفیلم کوچ کوچ هوتاهه میگشتن قرارگرفت وبه وی نقش تینا را پیشنهاد کردن ورانی با کمال میل پذیرفت وبا بازی دراین فیلم رانی به اوج شهرت رسید.او دراین فیلم توانست جایزه نقش مکمل زن فیررا دریافت کند.وی همینک ملکه اول بالیوود به شمار میرود وانتخاب اول هرکارگردانی است ورانی نخستین زنی به شمارمیرود که درفیلم بلک گزاف ترین دستمزد رابین زنان دریافت کرد دستمزد وی ۴/۵ میلیون روپیه بود.
امسال وی برای دوکاربانتی وباببی وبلک کاندید دریافت جایزه است وسال گذشته جایزه نقش اول زن را برای فیلم هوم توم دریافت کرد.
حقایقی بامزه در مورد رانی
بتهای رانی در بازیگری:مدهوری ،سری دیوی،امیتاب باچان
۳ساله که بوده رقص کلاسیک یاد گرفته
به دختر عموش تانیشا خواهر کاجول خیلی نزدیک بوده به طوری که تمام رازهاشون رو با هم در میون میذاشتند ولی وقتی رانی جذب سینما شد و تانیشا هم به استرالیا رفت یک مقدار بینشون فاصله افتاد ولی هنوز هم با هم خیلی دوستند و با تانیشا احساس صمیمیت بیشتری میکنه نسبت به دختر عموهای دیگرش
و در اخر اینکه وقتی رانی بدنیا اومد یک خانوم دیگه جای اونو با بچه اش عوض کرد ولی مادر رانی متوجه شد وبا کمک عموی رانی بابای کاجول تمام بیمارستان رو گشت تا بالا خره رانی کوچولو رو پیدا کرد.
رانی اولين فيلم خود را در سال
۱۹۹۶ با نام(سور و ساط عروسی راجا می آيد) Raja Ki Aayegi Baraat بازی کرد که اين فيلم چندان مورد توجه مردم قرار نگرفت . اما شروع محبوبيت رانی با فيلم (غلام) Ghulam بود او در اين فيلم در کنار عامر خان قرار گرفت و با ا رائه بازی بی نظيرتوانست نظر مردم و کارشناسان را به خود جلب کند . او سپس در فيلم ( يه طورهایی ميشه) Hota Hai Kuch Kuch به عنوان نقش مکمل بازی کرد و عليرغم حضور ستارگانی مثل شاهرخ خان و کاجول در اين فيلم او توانست نقشی ماندگار از خود برجای بگذارد .

رانی در کنار سلمان خان در فيلمهای زيادی ايفای نقش کرده است که مهمترين آنها ( سلام دوست من) Hello Brother , (هر دلی که عاشق ميشه) Har Dil Jo Pyaar Karega , ( يه وقت! عاشق نشی ) Kahien Pyaar Na Hojaye و ( دزدکی - يواشکی) Chori Chori Chupke Chupke ميباشند .

از ديگر فيلمهای رانی ميتوان به(از حدش گذشتی - زياده روی کردی) Had Kar Di Aapne و(بريم عشق بازی کنيم) Chalo Ishq Ladaaye در کنار گوويندا , (جوانمرد) Nayak در کنار آنيل کاپور , (عقرب) Bicchoo در کنار بابی دئول , ( با من دوست ميشی ) Mujhse Dosti Karoge و(دوستی)Dusti در کنار ريتک روشن و در فيلم (رفته رفته) Chalte Chalte در کنار شاهرخ خان  و همچنین فیلم های(ویرزارا)Vir-Zaraدرکنار شاهرخ خان و در فیلم هرگز نگو خداحافظ در کنار شاهرخ خان،آمیتا باچان،هما مالینی، آبیشک باچان و پرتی زینتا و پرتی زینتا در فیلم ویرزارا هم بازی کرده و رانی در فیلم بابل در کنار آمیتا باچان،هما مالینی،سلمان خان و جان آبراهام به ایفای نقش پرداخته است و همچنین او در فیلم(سیاه)Black نقشی متفاوت در کنار آمیتاب بچن پرداخته است.

شايد تنها مشکل را نی که برای بعضی ها چندان خوشايند نيست صدای دورگه رانی باشد که گاهی باعث آزار او ميشود اما او آنقدر نقشهايش را خوب اجرا ميکند که ديگر جايی برای اينچنين ايرا داتی نمی ماند.

اما بشنويد نظر اسطوره سينمای هند را در مورد رانی : به گفته آميتاب بچن رانی تنها بازيگر زنی است که در اين چند سال اخير در سينمای هند ظهور کرده که واقعاَََ ميداند چگونه بايد با کاراکترهای مختلف در جلوی دوربين ايفای نقش کند و بيننده را جذب کند .

جالب است که در مورد رانی بدانيد که : فيلم مورد علاقه رانی تايتانيک است و ديدن فيلمهای ترسناک را دوست ندارد . هنرپيشه های مورد علاقه او در سينمای آمريکا سيلوستر استالونه و نيکول کيدمن هستند و در سينمای هند راج کاپور و آميتاب بچن و همامالينی ميياشد . بازی در کنار سلمان خان را ترجيح ميدهد .صميمی ترين دوست او پريتی زينتا ميباشد .

 رانی اوقات بيکاری خود را با ديدن برنامه های تلويزيون پر ميکند . غذای مورد علاقه او مرغ سوخاری است و رنگ مورد علاقه او نيلوفری ميباشد .

Rani

حالا درباره یکی از فیلمهاش:

Blackسیاه

کارگردان: سانجی لیلا بنسانی

بازیگران: آمیتاب بچن، رانی موکرجی، آیشا کاپور

بررسی فیلم: داستان فیلم با زندگی دختر بچه ای به نام میشل(آیشا کاپور) شروع میشود که از بدو تولد نه میتواند حرف بزند و نه میتواند به خوبی بشنود. میشل به خاطر ناتواناییهایی که دارد برای خانواده خود مشکل تربیتی ایجاد کرده است و به دلیل ناتوانایی خانواده از تربیت صحیح وی او به حیوانی بی آزار تبدیل شده است که هیچکدام از اعمل او مانند انسانها نمی باشد. غذا خوردن، راه رفتن و ...هیچکدام به این دختر بچه گنگ آموخته نشده است در نتیجه خانواده او تصمیم می گیرند که برای تربیت او از کسی که در این کارها تخصص دارد کمک بگیرند و سراغ مردی به نام دبراج(آمیتاب بچن) می روند که معلم بازنشسته شده افراد گنگ میباشد. او در ابتدا از قبول این کار سر باز می زند ولی در نهایت قبول میکند که به این کودک تعلیم دهد. دبراج معلمی است که خصوصیات و روشهای خاص خود را برای تعلیم دارد که تا حدودی هم این روشها خشن هستند که این روشها چندان مورد توجه پدر میشل قرار نمیگیرد و دبراج را اخراج میکند ولی مادر میشل اجازه اخراج دبراج را نمی دهد چرا که می داند تنها امید آنها برای تعلیم میشل دبراج است. دبراج مجدد به کار خود باز میگردد ولی این بار مصمم تر و با انگیزه تر از قبل، او شروع به آموزش میشل میکند از صحبت کردن گرفته تا حتی غذا خوردن و رفته رفته با زحمات و سختی های فراوان موفق به این کار می شود حالا میشل گنگ به میشل بالغ (رانی موکرجی) تبدیل شده است که نه تنها مانند گذشته گنگ و ناتوان نیست بلکه حالا به یک دانش آموز نمونه نیز تبدیل شده است و به راحتی با همگان ارتباط برقرار می کند که این این موضوع باعث می شود تا دیگران هم به او توجه بیشتری داشته باشند و این موضوع حسادت خواهر کوچکتر میشل را به دنبال دارد. دبراج و میشل برای ادامه تحصیلات میشل به شهر دیگری نقل مکان می کنند و میشل در آنجا نیز به ادامه تحصیل می پردازد و هر روز که به سن و سال و تواناییهای او افزوده می شود او در پی کشف چیزهای جدیدتری می باشد تا جاییکه حتی دوست دارد معنی عشق را نیز درک کند و حتی آن را تجربه کند. دبراج که در تمام این سالها مانند یک پدر به میشل کمک کرده است که او به دختری توانا تبدیل شود حالا رفته رفته پا به سن گذاشته است و خود دچار ناتواناییهایی شده است که نمونه بارز آن حواس پرتی و یا در واقع همان آلزایمر است که دبراج به آن دچار شده است. میشل به خوبی سالهای تحصیلی را یکی پس از دیگری با موفقیت سپری می کند و وارد دانشگاه می شود و این در حالی است که دبراج به پیر مردی گنگ و ناتوان تبدیل شده است که در یک آسایشگاه دور افتاده بستری می باشد و میشل مدتی است که از او خبر ندارد. میشل بهد از فارغ التحصیل شدن و در حالی که هنوز لباس مخصوص مراسم جشن فارغ التحصیلی را بر تن دارد با اصرار فراوان به اطرافیان و با زحمت بسیار محل بستری شدن دبراج را پیدا می کند و نزد او می آید و حالا او باید دبراج را درک کند.

سانجی لیلا بنسالی سازنده آثار بسیار بزرگی همچون ما دل داده ایم یارHum Dil De Chuke Sanam و دوداسDevdas می باشد اما می توان گفتکه سیاهBlack یک سوپر اثر در کارنامه هنری او می باشد که نه تنها با سایر ساخته های او بلکه با سایر فیلمهای بالیوودی نیز قابل قیاس نمی باشد. فیلمی که شاید اقتباسی از زندگینامه هلن کلر باشد ولی بدون شک با کارگردانی سانجی لیلا بنسالی کمتر کسی به هلن کلر فکر می کند. بازی فوق العاده آمیتاب بچن و همچنین رانی موکرجی و حتی آیشا کاپور که یک کودک۷ساله می باشد در این فیلم بدون زرق و برق، بسیار نمایان است و باید این نکته را ذکر کرد که هیچ کس مانند آمیتاب بچن نمی توانست چنین شخصیتی را خلق کند و باید اعتراف کرد که او یک استاد بازیگری به معنای واقعی کلمه است. سراسر فیلم دارای لحظات و سکانس های دیدنی و به یاد ماندنی است ولی شاید بهترین قسمت فیلم زمانی باشد که رانی موکرجی بعد از سالها آمیتاب را پیدا کرده است و در بیمارستان محل بستری شدن آمیتاب آنها یکدیگر را ملاقات می کنند. این قسمت از فیلم که کاملا بدون دیالوگ است فقط و فقط با عشق و اشک میان دو طرف اجرا می شود و به راحتی هر بیننده ای را تحت تاثیر قرار می دهد بازی بسیار طبیعی و ستودنی آمیتاب و رانی در این سکانس واقعا عالی است. فیلمبرداری فیلم و انتخاب لوکیشنها واقعا عالی است و باید اعتراف کرد که این موضوع فقط از عهده کارگردانی همچون بنسالی بر می آمد که این موضوع را در دوداسهم به خوبی نشان داده بود. یکی دیگر از نکات بسیار جالب فیلم این است که این فیلم بر خلاف فیلمهای دیگر بالیوود هیچ ترانه ای ندارد و تنها موسیقی موجود در فیلم همان موسیقی متن فوق العاده فیلم است که تاثیری صد چندان بر صحنه های فیلم گذاشته است.

فعلا بچه ها تا بعد خداحافظ

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 23:50  توسط مهتاب | 
            سلام دوباره به شما عزیزان، خواستم چند تا عکس مختلف بزارم.میدونید که کولمیلگیا   و دووم ۱ رو توی مطلبام خلاصه داستانشون رو نوشتم.                                   اول یه عکس از کولمیلگیا:

       دووم۱

          اینم یه عکس از کاجول که یکی از دوستان خواسته بود:

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 0:40  توسط مهتاب | 

سلام!!!! من بازم اومدم راستش نمی خواستم تا ده روز دیگه چیزی بنویسم اما وقتی دیدم توی هر وبلاگی میرم حرف از فیلم کریش و دووم۲ هستش پس منم تصمیم گرفتم یه خلاصه کوتاه از دووم۱ و دووم۲ و کولمیلگیا و کریش(کولمیلگیا۲) بنویسم. اما اول یه خبر جالب بهتون بدم .

    خبر دارید که آبیشک باچان با عایشواریا رای نامزد کردند. بعد از ساخته شدن دووم۲ آبیشک از کارگردان فیلم خواستش تا یه قسمت از فیلم رو حذف کنند(همون قسمتی که هرتیک یه گلوله توی اسلحه میزاره و میخواد که عایشواریا رو امتحان کنه و میفهمه که عایشواریا اون رو واقعا دوست داره و دیگه خودتون میدونید دیگه.....!!!) اما هرتیک با این مساله برخورد میکنه و مانع از این میشه که این قسمت از فیلم حذف بشه و سر این مسأله با آبیشک اختلاف پیدا میکنه و میگه دیگه با آبیشک فیلم بازی نمیکنه. اما یدون فیلم دیگه با عایشواریا بازی کرده که اسمش (جودا اکبر) که یکی از اون فیلمهای خاطره انگیز میشه. و در ضمن اینو بگم که آبیشک مثل پدرش آمیتا باچان که از همسرش جایا بهادری خواسته بود که بعد از ازدواج فیلم بازی نکند به غیر از با خودش او  هم از عایشواریا خواسته که دیگه بعد از ازدواج غیر از با خودش فیلم بازی نکنه که عایشواریا هم قبول کرده وفعلا هنوز با هم نامزدن البته تا کی من نمیدونم!!! ولی خودمونیم آبیشک باچان هم چه قدر غیرتی بوده ما نمیدونستیم!!!!!

DHOOM1دووم۱

بازیگران: آبیشک باچان، جان آبراهام، اشا دئول، ریمی سن، آدی  چوپرا

خلاصه داستان: آبیشک باچان توی این فیلم یه پلیسه که تازه ازدواج کرده(با ریمی سن) ومسئول بررسی یه سری سرقتهای زنجیره ای میشه که چند تا موتورسوار(جان آبراهام) انجام میدن. در این بین به یک موتور سوار حرفه ای مشکوک میشه (آدی چوپرا) اما بعد از کمی تحقیق میفهمه که اون بی گناهه ولی اون رو به زور میبره اداره پلیس و اون رو مجبور میکنه که پلیس بشه و با اون شروع به بررسی پرونده میکنه. پلیسها بعد از چند سرقت متوجه میشن که قراره از یه محل سرقت بشه و به اونجا میرن تا کشیک بدن اما اون موقع سرو کله یه زن پیدا میشه که میگه ماشینش خراب شده و احتیاج به کمک داره(اشا دئول) و با پرت کردن حواس اون ها(من از آهنگ اینجاش خیلی خوشم اومد( دلبرا)) باعث میشه که دزدها بتونن فرار کنن. اما آدی چوپرا از اون خوشش میاد. بعد از مدتی آبیشک یه نقشه جدید میکشه که آدی رو به گروه دزدها بفرسته و برای این کار یه دعوای ساختگی با آدی چوپرا راه میندازه و جان آبراهام هم سراغ آدی میاد و از اون میخواد تا به گروه اونها ملحق بشه و آدی هم قبول میکنه. آدی وقتی با اعضای گروه آشنا میشه اشا دئول رو میبینه که جزو اونهاست و خوشحال میشه. بعد از یه سری سرقت که با هم انجام میدن جان آبراهام میفهمه که آدی جاسوس پلیسهاست و از اشا دئول میخواد که آدی رو بکشه اما وقتی که اشا اسلحه رو روی سر آدی  میزاره نمیتونه اون رو بکشه و آدی میفهمه که اشا هم به اون علاقه مند شده . جان اسلحه رو از اشا میگیره اما وقتی که میخواد به آدی شلیک کنه آبیشک از راه میرسه. جان هم اشا رو رها میکنه به حال خودش و با بقیه فرار میکنه. تعقیب و گریز بین پلیس و دزدها در میگیره و همه دزدها به جز جان آبراهام میمیرن. وقتی که آدی و آبیشک با موتور جان آبراهام رو دنبال میکنن اون که میبینه دیگه نمیتونه از دستشون فرار کنه با تمام پولها و با موتور به درون دره میپره. آهنگهاش خیلی خیلی قشنگ بود یه آهنگ هم داشت که خواننده اصلی فیلم با همه بازیگرای اصلی مرد فیلم میخونه(آهنگ دووم)

DHOOM2 دووم۲

بازیگران: آبیشک باچان، هرتیک روشن، عایشواریا رای، بیپاشا باسو، آدی چوپرا

خلاصه داستان: اینجا هنوز آدی و آبیشک پلیسن و همسر ابیشک(ریمی سن) بارداره(اینجا ریمی سن بازیگر مهمان بود). یه زن پلیس جدید به اداره انها منتقل میشه(بیپاشا باسو) و آبیشک با اینکه زن داره میفته دنبال اون اما بعد از مدتی دیگه اون رو رها میکنه و بیپاشا هم وقتی میبینه آدی اون رو بیشتر دوست داره به سمت اون میره.این سه نفر مأمور بررسی یه سرقت هایی از موزه ها میشن که سارق بعد از هر سرقت یه علامتAمیزاره محل سرقت. اون دزد(هرتیک روشن) یه دزد کاملا حرفه ای هستش که تا حالا کسی نتونسته صورت واقعی اون رو ببینه. آبیشک که میبینه کاری از دستش بر نمیاد یه نقشه میکشه اون میخواد که یه زن که حرفه ای هم بود رو (عایشواریا) به سرقتهای ساختگی بفرسته و اون بعد از هر سرقت یک علامتA اونجا بزاره. عایشواریا شروع به دزدی میکنه و هرتیک که آماده بود تا به سفر به یه کشور دیگه بره منصرف میشه و کنجکاو میشه تا ببینه چه کسی داره به جای اون سرقت میکنه.  اون به یکی از موزه ها میره و منتظر سرقت کننده میشه. بعد از کمی صبر میبینه که یه نفر که صورت خودش رو هم پوشونده میاد برای سرقت یه شمشیر. اون برای اینکه ببینه اون چه قدر عرضه داره کاری میکنه که تمام   نگهبانا بریزن اونجا اما عایشواریا به خوبی میتونه فرار کنه اما وقتی به بالا پشت بوم میره بیپاشا که از هیچی خبر نداره جلوی  عایشواریا رو با اسلحه میگیره اما هرتیک از پشت به اون میزنه و عایشواریا رو فراری میده. عایشواریا وقتی به یه جای امن میرسن نقابش رو بر میداره و منتظر بود تا هرتیک یه واکنش از خودش نشون بده اما اون بدون هیچ واکنشی اون رو رها میکنه اما از این به بعد چون که از اون خوشش اومده اون رو تعقیب میکنه و بعد از مدتی که با قیافه های مختلف خودش رو به عایشواریا نشون داده بود قیافه واقعیش رو به اون نشون میده. اونها با هم شروع به دزدی از موزه ها میکنن اما عایشواریا بعد از مدتی واقعا عاشق هرتیک میشه و همه چیز رو به هرتیک میگه. هرتیک هم برای امتحان کردن اون یه گلوله توی یه اسلحه میزاره و اون رو به هم میزنه و بعد به طرف عایشواریا میگیره و شلیک میکنه اما تیری شلیک نمیشه و بعد اسلحه رو به عایشواریا میده و میگه شلیک کنه و این  کار رو به نوبت میکنن تااین که نوبت به عایشواریا میرسه و شلیک هفتمه و حتما تیر  شلیک میشه اما عایشواریا نمیتونه به هرتیک شلیک کنه و اسلحه رو برو روی سر خودش میذاره و شلیک میکنه اما میبینه تیری توش نیست و بعد....!!!. توی یه دزدیه که آبیشک و آدی هرتیک و عایشواریا رو شناسایی میکنن  و اون ها رو تعقیب میکنن. تا این که آبیشک و هرتیک به لب پرتگاه میرسن و آدی هم عایشواریا رو گروگان میگیره . اما ناگهان عایشواریا اسلحه آدی رو میگیره و به سمت هرتیک میگیره و هر چه آبیشک به اون میگه که شلیک نکنه گوش نمیده و به سمت هرتیک شلیک میکنه و هرتیک بعد از خوردن گلوله به درون پرتگاه پرت میشه.  بعد از اون صحنه  نشون میده که هرتیک وعایشواریا توی یدون رستوران دارن کار میکنن و خودشون اون رو اداره میکنن اما یه دفعه سر و کله آبیشک پیدا میشه. اما وقتی میبینه که اونها واقعا همدیگه رو دوست دارن و دیگه دزدی نمی کنن اونها رو رها میکنه و همون موقع هم بهش تلفن میزنن و میگن که بچه واون به دنیا اومده. و همه چیز به خوبی و خوشی تموم میشه. فقط بگم آهنگاش خیلییییی قشنگ بودن و فیلمشم خیلی قشنگ بود.

KULMILGIAکولمیلگیا

بازیگران: هرتیک روشن،پرتی زینتا، رکا

خلاصه داستان: داستان در باره یه پسر عقب افتاده ذهنی هستش که همه بچه ها اون رو مسخره میکنن. اون هنوز توی دبستان درس میخونه(هرتیک روشن). اما مادرش(رکا) همیشه از اون طرفداری میکنه. هرتیک در این  یه روز توسط نامزد پرتی زینتا مسخره شد و باعث شد که مادر اون پیش پرتی بیاد و برای اون درد و دل کنه. پرتی ناراحت میشه و عین یدون بچه همبازی هرتیک میشه. اما همیشه اون رو مسخره میکدند. یه روز یه سفینه به روی کره زمین میاد و از اون یه موجود فضایی کوچولو گم میشه هرتیک اون رو پیدا میکنه و از اون مراقبت میکنه. البته دوستهاش(چندتا بچه)، پرتی و مادرش موضوع رو میفهمند. و همه اسم اون رو جادو میذارن. بعد از مدتی جادو که وضعیت هرتیک رو میبینه به اون نیرویی میده تا اون سالم بشه. اون موقع هستش که هرتیک میره یه مجلس رقص و همه اون رو مسخره میکنن اما اون یه رقصی میکنه که دهن همه باز میمونه. هرتیک و پرتتی به هم علاقه مند شده بودند اما در این بین مسئولا متوجه حظور جادو میشن و اون رو به زور برای تحقیقات میبرن اما هرتیک که حالا یه موجود قدرتمند شده بود میره و اون رو پس میگیره و به همراه پرتی اون رو به سفینش میرسونن. اما وقتی که جادو میره هرتیک دیگه اون قدرت رو نداره اما دیگه هوش زیادی داره. اینم آهنگاش قشنگ بود.

(کریش)KRISHکولمیلگیا۲

بازیگران: هرتیک روشن،پریانکا چوپرا، رکا

خلاصه داستان: توی ادامه مینیم که هرتیک با پرتی  ازدواج کرده و وقتی که پرتی داشته بچشو به دنیا می آورده هرتیک که مشغول اختراع یه وسیله پیشگویی بوده کشته میشه و پرتی هم موقع به دنیا آوردن بچه میمیره. رکا هم که میخواد دست کسی به پسر اونها کریش(هرتیک) نرسه به یه روستا میره و اون رو بزرگ میکنه اما کریش یه سری قدرتهای شگفت انگیز داشت. اون میتونست خیلی خیلی تند بدوه خیلی بلند بپره و... یه روز که داشتش توی دشتها برای خودش میگشت میبینه که یه نفر چتر نجاتش پاره شده. میره به سمت اون و میبینه که اون یه دختره(پریانکا چوپرا) اون رو بقل میکنه و پایین میاره اما موقع که صورت پریانکا رو میبینه از اون خوشش میاد. بالاخره بعد از مدتی که هرتیک و پریانکا توی روستا با هم بودن پریانکا به شهر بر میگرده اما بعد از مدتتی که میگذره هرتیک میبینه نمیتونه بدون اون بمونه و تصمیم میگیره به شهر بره اما مادربزرگش با اون مخالفت میکنه و وقتی که کریش اصرار میکنه همه جریان رو برای اون تعریف میکنه. کریش هم تصمیم میگیره برای انتقام هم که شده به شهر بره اما وقتی به شهر میرسه میفهمه که پدرش زنده است اما زندانی دست یه نفره چون اسر انگشت پدرش برای کارکردن ماشینی که اختراع کرده بود لازم بود. هرتیک توی شهر یه ماسک پیدا میکنه و اون ماسک رو به صورش میزنه وشروع به کمک کردن به مردم میکنه. و بالاخره پدرش رو آزاد میکنه و با اون و پریانکا به روستا بر میگردند و با پریانکا ازدواج میکنه.

   به نظر من که دووم۲قشنگتر از دووم۱بود  وکولمیلگیا قشنگتر از کریش(کولمیلگیا۲) بود. و این که من توی خلاصه داستانها اسم خود بازیگرها رو میگم چون هیچوقت به اسم توی فیلم دقت نمیکنم. خوب پس فعلا بایییی اما فکر کنم تا۳۰ روز دیگه نتونم آپ کنم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 16:42  توسط مهتاب | 

سلام! ممکنه همتون این فیلمایی رو که نوشتم دیده باشید اما شاید بعضیها ندیده باشند. تازه فیلمها همچینم جدید نیستن ممکنه بعضیهاشون برای ۲یا۳ سال پیش باشن.

این عکس دینو مورا هستش که توی دوتا از فیلم هایی که فعلا نوشتم بازی کرده.

 

.Sh…ششش

 

بازیگران: دینو مورا، تانشیا(خواهر کجول)، و خیلی دیگه بازیگر خوب

داستان فیلم درباره ۷تا دانشجو است.خواهر محک(تانشیا) توسط یک قاطل که ماسک دلقک به صورت میزنه کشته شده وقاطل حالا به دنبال محک هستش تا اون رو هم از پا در بیاره. محک ۵تا دوست در دانشگاه داره که یکی از اونها راکی(دینو مورا) اون رو دوست داره. همه پیز خوبه که سر و کله سورج پیدا میشه و تانشیا به او علاقه مند میشه و او هم به جمع آنها اضافه میشه. بعد از مدتی همه با هم تصمیم میگیرند که برای تفریح به یک جزیره بروند اما از این ۴پسر و ۳دختر فقط یه دختر ویه پسر زنده میمانند. قاطل در بین خود اونها بود ویکی یکی اونها رو از بین میبره. ولی قاطل کدوم یکی اونها بوده رو نمیگم چون باید این فیلم رو اگه ندیدید حتما ببینید و اگه من بگم کی قاطل بوده خیلی بی مزه میشه. به نظر من که فیلم خیلی قشنگی بود وآهنگ های قشنگی هم داشت مخصوصا آهنگ آخرش. این اولین فیلم تانشیا بود.

 

بازBaz

 

بازیگران: سونیل شتی، جکی شروف، دینو مورا، کریشما کاپور، پریتی جانگانی

داستان فیلم درباره یه بچه است که مادرش روانی بوده ودر تیمارستان بستری بوده و در همون جا هم میمیره. و این باعث میشه که وقتی اون بزرگ میشه روانی بشه و دخترهای شهر رو بکشه. در این شهر سه نفر هستند که در فیلم مشکوک به قاطلند، دینو مورا، سونیل شتی و جکی شروف. در این بین دو پلیس یعنی پریتی و سونیل شتی مأمور بررسی پرونده اند که کاریشما برای کار وارد شهر میشه و قاطل آماده میشه که اون رو بکشه. اما کدوم یکی از سه نفر قاطلند باید این فیلم هم ببینید. آههنگهای قشنگی هم داره مخصوصا آهنگ اولش.

هرچی دل بگهDil jo Bhi Kahey

بازیگران: آمیتاب بچن، کارن شرما،آنابل واراس، ریوانی، بومیکا چاولا

این هم درباره جی( کارن شرما) هست که توی دانشگاه خارج از کشور درس میخونه واز یکی ازهمکلاسیهاش(آنابل واراس) خوشش میاد. اما وقتی که مادر جی(ریوانی)از موضوع با خبر میشه چون که سوفی هندی نیست شروع به مخالفت میکنه. از طرف دیگه پدر سوفی که از عشق دخترش با خبر میشه شدیدا مخالفت میکنه. جی اول شروع به مبارزه با مادرش میکنه اما وقتی مادرش سکته قلبی میکنه، اون هم به خاطر مادرش سوفی رو رها میکنه و با دکتر مادرش یعنی بومیکا نامزد میکنه. حالا جی با سوفی ازدواج میکنه یا بومیکا خودتون فیلمش رو ببینید. به نظر من که فیلم قشنگی بود و آنابل هم خیلی خوشگل بود. فیلم آههنگ های قشنگی هم داشت.

زمانKaal

بازیگران: آجی دوگان، جان آبراهام، ویویک، اشا دئول، لارا داتا

فیلم درباره ریا(اشا دئول) و کریش(جان آبراهام) که زن وشوهر بودند هستش. که آن دو طرفداران حیوانات بودند. آنها برای مأموریت به جنگلی فرستاده میشن که هر کسی به داخل اون میره دیگه بر نمیگرده. اونها در جنگل به ۵ نفر دیگه هم که دو تا از اونها دو(ویویک) و نامزدش ایشیکا(لارا داتا) بودند که برای تفریح به جنگل آمده بودند. در راه آنها مورد حمله سه تا ببر وحشی قرار می گیرند که در همان موقع سرو کله کال پرتاب سینگ(آجی دوگان) پیدا میشه و اونها رو نجات میده. کال به اونها میگه که به داخل جنگل نروند ولی آنها به حرف گوش نکردند و به داخل جنگل رفتند. در راه همه اونها به جز ۴شخصیت اصلی فیلم ازبین رفتند. کال هم که دوباره اونها رو در جنگل دید و فهمید که بقیه کشته شدند شروع به راهنمایی آنها برای بیرون رفتن از جنگل کرد. حالا همه به همدیگه شک دارند تا شاید بقیه قاتل باشند و بیشتر از همه به کال که رفتاری خشن داره مشکوکند. حالا کدوم یکی از این۵ تا میمیرند، رو باید خودتون نگاه کنید تا بفهمید. خیلی فیلم هیجان انگیزی بود حتما نگاه کنید.

برای این که...Kyon Ki

بازیگران: سلمان خان، کارینا کاپور، جکی شروف، ریمی سن

داستان درباره آناند(سلمان خان) هست که ازمایا(ریمی سن)خوشش میاد این عشق دو طرفه است و مایا با آناند ازدواج میکند. اما مدتی بعد زندگی روی خوشش رو از اونها بر میگردونه و آناند ناخاسته باعث مرگ مایا میشه. بعد از این ماجرا آناند تعادل روانی خودش رو از دست میده و به تیمارستانی میره که دکترسونیل( جکی شروف )مسئول او بود. بعد از مدتی آناند به یه تیمارستان دیگه که مسئول اونجا یک آدم بی رحم بوده و با مریضهاش با خشونت برخورد میکرده منتقل میشه. اما دختر مسئول اونجا دکتر تنوری(کارینا کاپور) دلسوزانه با کمک دکتر سونیل به آناند کمک میکنن تا سلامتی او برگرده. اما در این بین دکتر تنوری هم عاشق آناند میشه، اما پدرش شدیدا مخالفت میکنه. حالا برقیش چی میشه دیگه من نمیدونم؛ خودتون ببینید. یکی از آهنگهاشم خیلی قشنگ و غم انگیز بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 23:29  توسط مهتاب | 
ببخشید که خیلی وقته که نیستم اما سعی میکنم تا پنجشنبه یه مطلب درست و حسابی بیارم.
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 14:51  توسط مهتاب |