تبليغاتX
Bolly Wood - امیرخان
عکس و مطلب هندی

 

سلام!!!!!!!!!!!!! بار قبل از رانی نوشتم حالا نوبت عامرخان یا همون امیرخان خودمونه من خیلی ازش خوشم میاد چون اولین فیلمای هندیی که دیدم از اون بود یعنی همون دل (مادوری دیکشیت) و عشق (کاجول، آجی دوگان ، چوهی چاولا):

بیوگرافی عامرخان : 

 تاریخ تولد : چهاردهم مارس ۱۹۶۵

 محل تولد : بمبئی هندوستان

 نام پدر : طاهر حسین

 نام مادر : زینب حسین

 نام برادران : فیصل خان

 نام خواهران : نهضت و فرحد

 وضعیت تاهل : از همسرش طلاق گرفته .

 نام همسر سابق : رینا

 نام فرزندان : یک پسر ا نام جنید و یک دختر با نام ایرا دارد .

 نام اولین فیلم : یا دوکی بارات

 نسبت هنری : پدر او طاهر حسین شاعر و نویسنده مشهور و شناخته شده ای است و عموی او ناصر حسین خان فیلم ساز افسانه ای هند و پسر عموی او  منصور خان کارگردانی معروف است . فیصل خان برادر او نیز بازیگر است .

زندگی نامه :

 عامر حسین خان در چهاردهم مارس سال ۱۹۶۵ در بمبئی و در خانواده ای اصیل و هنرمند به دنیا آمد . پدر او طاهر حسین شاعر و نویسنده مشهور و شناخته شده هند و مادرش زینب حسین است .

آن ها به جز عامر سه فرزند دیگر نیز دارند . فیصل خان برادر او و نهضت و فرحد دو خواهرش هستند .

عموی عامر ناصر حسین فیلم ساز افسانه ای هند و پسر عموی او منصور خان کارگردانی معروف است . هنر در رگ های عامر خان جریان دارد . . او از دوران کودکی تواناییش را در بازیگری به تصویر کشید . اولین فیلم او یا دوکی بارات ساخت عمویش بود . از همان زمان عامر خان راهش را پیدا کرد اما به خاطر اصرار خانواده اش مجبور شد که در رشته بازرگانی ادامه تحصیل بدهد . عامر علاقه فراوانی به بازیگری داشت اما دلش نمی خواست که با کمک و حمایت خانواده اش به عالم سینما معرفی شود . او می خواست که با نشان دادن توانایی هایش دیگران را متوجه هنر بازیگریش بکند . به همین خاطر بازی در فیلم کوتاهی را پذیرفت و از این طریق بسیار مورد توجه عمویش قرار گرفت و به این ترتیب ناصر حسین تصمیم گرفت فیلمی با بازی عامر خان و کارگردانی پسرش منصور خان تهیه کند . این فیلم که قیامت سه قیامت تک نام داشت با استقبال فراوانی رو به رو شد . بعد از آن بود که عامر خان به بازیگری سرشناس تبدیل شد و محبوبیت فراوانی به دست آورد . بیش تر محبوبیت عامر خان به خاطر بازی در فیلم دل ساخته ایندر کمار است . این فیلم در کشور های دیگر نیز بسیار مورد توجه قرار گرفت .

 عامر خان از سال ۱۹۹۳ به بعد روش کاریش را تغییر داد . او تصمیم گرفت که در فیلم های اندکی حضور پیدا کند اما فیلم هایی را انتخاب کرد که باعث بیش تر مطرح شدن نام او شدند .

  در سال ۱۹۹۳ خبر روابط او و پوجاباهات منتشر شد و شایعات فراوانی در مورد این دو ستاره به وجود آمد . از آن زمان به بعد عامر خان کم تر در مطبوعات حضور یافت  برادر عامر فیصل خان نیز بعد از پیوستن برادرش به بالیوود به سینما علاقه مند شد و در چندین فیلم از جمله ملا به ایفای نقش پرداخت . ماجرای ازدواج عامر خان جالب و شنیدنی است . عامر خان و رینا در یکی از کلوپ های شهرشان با یکدیگر آشنا شدند . آن ها به شدت به یکدیگر علاقه مند شده بودند به طور مخفیانه و به دور از چشم پدر و مادرهایشان با هم ازدواج کردند . آن ها مدتی بعد از ازدواجشان به نزد پدر رینا در کلکته رفتند و این موضوع را در نزد او عنوان کردند اما پدر رینا به شدت عصبانی شده و آن دو را از خانه بیرون می کند در آن هنگام عامر به همراه رینا به بمبئی می روند و این موضوع را با پدر عامر خان در میان میگذارند پدر و مادر عامر متعجب می شوند اما سعی می کنند این موضوع را بپذیرند و آن ها رینا را به عنوان عروس خود می پذیرند و سپس پدر عامر با پدر رینا صحبت میکند و او نیز راضی میشود . عامر و رینا روابط خوبی داشتند و عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند . آن ها دو فرزند نیز دارند پسر عامر خان جنید نام دارد و دخترش ایرا . مشکلات عامر و رینا از سال ۲۰۰۱ آغاز شد . زمانی که عامر خان بازی در فیلم دل چهتاهه را پذیرفت و در آن با پریتی زینتا هم بازی شد . از آن زمان به بعد که حرف هایی در مورد جدایی عامر از همسرش شنیده شد عامر خان و پریتی زینتا روابط بسیار خوبی با هم پیدا کردند ولی تنها دو دوست صمیمی بودند. خانواده عامر خان هنوز هم به عروس سابقشان علاقه مندند . برادر عامر خان فیصل خان و پسر عموی او منصور خان هنوز هم به رینا سر می زنند و خواهر منصور دختر عموی عامر وقت زیادی را با رینا می گذرانند و جنید و ایرا علاقه فراوانی به پدرشان دارند به همین خاطر هنگامی که عامر خان و رینا جر و بحث می کردند سعی می کردند این مو ضوع را از فرزندانشان مخفی نگه دارند بعد از ساخت و اکران فیلم لاگان و موفقیت جهانی آن خبرهای جدیدی از عامر خان به گوش رسید و آن طور که مطرح شد عامر با کرن راو دستیار کارگردان  فیلم لاگان که دختری بیست ساله است روابط بسیار خوبی داشته است و مدتی نیز خبر ازدواج آن دو در لندن منتشر شد اما عامر خان این خبر را تکذیب کرد . عامر خان هم اکنون فیلم دریزینگ و رنگ دبسنتی را در نوبت اکران دارد او سعی دارد تمام وقتش را بر روی کارش متمرکز کند تا از این شایعات در امان بماند .

او در دوران کودکی ابتدا در فیلم " کاروان یادها (Yaadoni ki baaraat )  " و سپس در فیلم  " مدهوش " که هر دو توسط عموی او ( نصیر حسین ) تهیه شده بود بازی کرده است .حالا که او تبدیل به یک ستاره بزرگ شده و در مورد فیلم های دوران کودکی از او سوال می شود او با لبخندی که ناشی از خجالت است می گوید : " من هیچ علاقه ای به دیدن آن فیلم ها ندارم چون من در کودکی گوش های خیلی بزرگی داشتم و این کاملا در آن فیلم ها دیده می شود و از این بابت خجالت می کشم . "

عامر در دوران نوجوانی علاقه خود به سینما را با بازی در تئاتر و شرکت در بازی های تئاتر به خانواده اش اعلام کرد . اما والدین او معتقد بودند که او باید ادامه تحصیل بدهد . عامر به اصرار پدرو مادرش وارد کالج شد . ولی شش ماه نگذشته بود که کالج را رها کرد .

با وجود این که پدر وعموی او سال های زیادی در عرصه سینما مشغول به فعالیت بودند , ولی عامر حاضر نبود از ان ها درخواست کند تا نقشی به او بدهند . او می خواست که آن ها خود پی به قابلیت های او ببرند . در همین دوران بود که دوستان عامر او را به یک دانشجوی سینما معرفی کردند تا او بازیگر پایان نامه این دانشجو شود .

این یکی از شیرین ترین لحظات زندگی او محسوب می شود او خوشحال بود از این که توانسته در یک فیلم کوتاه بازی کند !

عامر معتقد است که از این لحظه به بعد تمام درهای موفقیت به روی او باز شدند . در همین هنگام بود که عموی عامر تصمیم ساخت فیلم" از قیامت تا قیامت ( Qayamat se Qayamat tak) " را به مرحله اجرا گذاشت و آن ها یکراست به سراغ عامر آمدند . بعد از تست گریم او به عنوان بازیگر نقش اول فیلم معرفی شد . البته وقتی فیلم به پایان رسید هیچ توزیع کننده ای حاضر به پخش فیلم نبود . چون تقریبا تمام دست اندرکاران فیلم تازه کار بودند . جوهی چاولا " که بعد از فیلم سلطنت " (۱۹۸۴) دیگر هیچ پیشنهادی به او نشده بود و نقش مقابل عامر را به عهده داشت .  منصور خان   پسرعموی او که برای اولین بار دست به کارگردانی می زد یکی دیگر از عوامل بی اعتباری فیلم محسوب می شد . ولی بعد از اکران فیلم بازی زیبای عامر خان به همراه داستان زیبای فیلم نظر همه را به خود جلب کرد . و این فیلم یکی از پر فروش ترین فیلم های سال ۱۹۸۹ اعلام شد که بیش تر از یک سال بر روی پرده های سینما می درخشید .

بعد از فیلم از قیامت تا قیامت   تقریبا هر فیلمی که به او پیشنهاد می شد قرارداد بازی در آن را امضا می کرد . عامر می گوید که بزرگ ترین اشتباه زندگی او همین بوده است .

 فیلم های عشق عشق عشق ,  شماره یک   و خاکستر   یکی پس از دیگری با شکست رو به رو شدند و موقعیت عامر به طور جدی به خطر افتاد . تا این که فیلم دل  اکران شد . این فیلم همه چیز را برای او عوض کرد و اوضاع به حالت عادی بازگشت . هنر نمایی عامر در این فیلم همه را به حیرت انداخت و او برای این فیلم کاندید دریافت جایزه بهترین هنرپیشه نقش اول مرد هم شد . جایزه ای که در نهایت به کس دیگری تعلق گرفت . او بعد از فیلم" دل" دیگر در انتخاب نقش هایش دقیق تر شده بود و با خواندن کانل فیلم نامه قرارداد بازی در فیلم را امضا می کرد .

بعد از آن فیلم دل است که نمی پذیرد (  Dil hai ke maanta nahin) ساخته مهش باهات به نمایش در آمد و یک بار دیگر عامر مورد تقدیر همگان قرار گرفت . با وجود این که این فیلم کاملا از فیلم دزدی دزدی (  Chori Chori) راج کاپور کپی برداری شده بود ولی با موفقیت فوق العاده ای رو به رو شد .

فیلم های برنده قهرمان است    (  Jo jeeta wohi sikender)  ما راهیان عشق هستیم   ( Hum hain rahi pyar ke )  دیگر فیلم های معروف و موفق عامر تا سال ۱۹۹۳ محسوب می شوند . تا آن لحظه او فقط در نقش   یک جوان عاشق پیشه با رفتاری کودکانه   ظاهر شده بود و این چیزی بود که همه منتقدان سینما می گفتند و عامر نیز از شنیدن آن رنج می برد ! اگر چه او قابلیت بازی در هر نقشی را دارا بود ولی هیچ فیلم سازی از آن نقش های کلیشه ای فراتر نمی رفت تا این که در سال ۱۹۹۴ همه چیز به نفع او پیش رفت و چیزی که او انتظار آن را می کشید فراهم شد . یک نقش متفاوت در فیلمی متفاوت . یک کمدی تمام عیار در کنار تنها رقیب سرسخت او  سلمان خان  که پا به پای او در تمام این مدت جلو آمده بود ! فیلم   کار خود به شیوه خود  ( Andaaz Apna Apna ) ساخته  راج کومار سنتوشی  .

با شکسته شدن کلیشه ها کم کم پیشنهادهای جدیدتر و بهتر به سوی او روانه می شد و عامر شانس بیش تری برای انتخاب بهترین نقش ها و نشان دادن استعدادهای خودش داشت . تا این که فیلم  بازی  به او پیشنهاد شد . او پس از خواندن فیلم نامه متوجه شد که توسط این فیلم می تواند هنر خود را به نمایش بگذارد و بازی در آن را پذیرفت .

 ولی به دلیل اکران همزمان این فیلم با فیلم معروف و جنجالی   بمبئی ( Bombay ) فیلم   بازیبا شکست رو به رو شد .  عامر خان   معتقد است که هرکس فیلم بازی  را دید  آن را پسندید . مخصوصا صحنه ای را که او در نقش یک زن به ایفای نقش پرداخته است .

در حقیقت سال ۱۹۹۵ سال دگرگونی برای عامر خان محسوب می شود . در آن سال سه فیلم متفاوت از او اکران شد که فقط  رنگارنگ  (  Rangeela) از فروش خوبی برخوردار شد و اکثر کارشناسان معتقد بودند که بازی زیبای عامر خان در نقش یک   عاشق بی سر و پا   شاید دلیل اصلیفروش فیلم باشد .  عامر  برای بازی بی نقص خود در فیلم  رنگارنگ  برای هشتمین بار کاندید دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره   فیلم فیر  شد که این بار هم در عین ناباوری این جایزه به شاهرخ خان تعلق گرفت .

عامر   معتقد است که جایزه هیچ تاثیری در زندگی یک هنرمند ندارد و یک بازیگر فقط باید در دل تماشاگران زندگی کند . او در سال ۱۹۹۶ فقط و فقط در یک فیلم ظاهر شد و همین یک فیلم کافی بود تا همه را پشت سر بگذارد . فیلمی به نام   راجا هندوستانی  که فروش آن به قدری بود که این فیلم را در لیست   ده فیلم پر فروش تاریخ سینمای هند   قرار داد . عامر   با این فیلم برای نهمین بار کاندید دریافت جایزه شد که این بار بالاخره به او تعلق گرفت .هر چند که او برای دریافت جایزه خود بر روی صحنه حاضر نشد ولی این جایزه در تاریخ سینمای هند برای همیشه به نام او ثبت شد .

گفته می شود که برای یکی از صحنه های رمانتیک فیلم که فقط بیست ثانیه به طول انجامید عامر دو شبانه روز در حال تمرین بوده . او چنان در عمق فیلم فرو رفته بود که در یکی از صحنه های درگیری و  اکشن  فیلم گردن یکی از بدلکاران را شکست و او را روانه بیمارستان کرد !

او در سال ۱۹۹۷ فقط با فیلم  عشق  و در سال ۱۹۹۸ نیز با فیلم  غلام  به رقابت خود در سینما ادامه داد که هر دو از فروش خیلی خوبی برخوردار شدند . درسال ۱۹۹۹ بافیلم  سر فروش  و  قلب (  Mann)  یک بار دیگر همه را به وجد آورد و با نقش هایی متفاوت تر از همیشه حضور قدرتمند خود را در بالیوود اعلام کرد .

 اوج هنر و ظرافت و دقت عامر خان در سال ۲۰۰۱ با اکران فیلم  مالیات  ( Lagaan )  به چشم می خورد . فیلمی تاریخی به تهیه کنندگی خودش و بازی گیرای او که دنیا را مجبور به تحسین کرد . این فیلم سه ساعت و چهل دقیقه ای که کاندیدای دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی نیز شد آغازی مجدد و موفق برای صدور فیلم های هندی به سراسر جهان شد .

 عامر خان برای بازی بدون نقص خود در این فیلم یک بار دیگر جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را از آن خودش کرد .عامر خان رکورد دار کاندید شدن برای دریافت تندیس جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره  فیلم فیر   است . در سینمایی که بازیگران آن هم زمان چندین قرارداد برای بازی امضا می کنند عامر خان فقط در هر لحظه مشغول انجام یک فیلم است و این موضوع باعث می شود او متفاوت از دیگران باشد . وقتی دلیل این کار را از او سوال می کنند  او می گوید :  اگر چند فیلم به طور هم زمان بازی کنم دیگر نمی توانم تمام وجودم را صرف نقش و شخصیت ایفایی در فیلم بکنم و در نتیجه کار خوب از آب در نخواهد آمد  .

خیلی ها می گویند که عامر خان معتقد به اخلاقیات است و می خواهد به اوج اخلاقیات و دیانت وست پیدا کند و خیلی ها او را متهم به غرور می کنند ! خیلی ها می گویند که او همیشه فیلم سازان و بازیگران مقابل خودش را از خود می رنجاند ولی شاید همه این حرف ها برای این باشد که عامر همه وجودش را صرف پروژه انتخابی خودش می کند .

در فیلم رنگیلا ( ۱۹۹۵ ) عامر در صحنه هایی از فیلم حتی پیراهن خدمتکار خودش را به امانت می گیرد تا نتیجه کار رضایت بخش باشد ! و یا در صحنه ای از فیلم غلام ( ۱۹۹۸ ) او همچون یک بدلکار بی باک و نترس مسابقه سرعت در مقابل قطار در حال حرکت را به نمایش می گذارد تا یکی از ماندگارترین صحنه های سال ۱۹۹۸ را به تصویر بکشد .

وسواس عامر برای فیلم هایی که در آن به نقش آفرینی می پردازد شاید به گذشته او مربوط باشد . زمانی که عامر به عنوان دستیار کارگردان در کنار عموی خودش ( نصیر حسین ) در فیلم هایی همچون   منزل منزل  و  زبر دست   مشغول به کار بود .

درواقع این بازیگر حرفه ای از اولین فیلمی که به عنوان نقش اول به کارگردانی پسر عموی خودش (  Mansoor Khan ) در آن ظاهر شد همیشه فعالانه در پشت صحنه نیز مشغول به کار بوده و خودش در این باره می گوید :  تمام سعی من در ارائه یک فیلم خوب است شاید به همین خاطر است خیلی ها از دست من ناراحت می شوند چون در کار آن ها دخالت می کنم !

در حقیقت یکی از شرایط   عامر   برای پذیرفتن فیلم هایش دخالت او در تمام مراحل ساخت فیلم است . با تمام این احوال هنوز هم خیلی ها به این رفتار عامر عادت نکرده اند و از او ناراحت می شوند . اما خود عامر می گوید که تمام دخالت های او در جهت هر چه بهتر شدن فیلم است .

بزرگ ترین ویژگی عامر خان   در این است که تمام موفقیت او نتیجه تلاش و پشت کار و انتخاب نقش های درست و اجرای بی نقص آن ها بوده و به مانند بعضی از دیگر بازیگران موفقیت خودش را مدیون فیلم سازان برگی همچون   مانی رتنم   سوبهاش گای   یاش چوپرا  و یا حتی دیوید داوان   نیست . در عوض فیلم سازانی بی نام و نشان و تازه کار و یا حتی شکست خورده وجود دارند که حتی موفقیت خود را مدیون این بازیگر حرفه ای سینما می دانند . وقتی به تیتراژ فیلم های عامر نگاه می کنیم معتبرترین نامی که به چشم می خورد فقط نام خود او می باشد . فیلم سازانی همچون  آشوتوش گواریکار  ( بازی )  جان ماتیو ماتن  ( سر فروش ) و یا حتی فیلم ساز شکست خورده ای همچون   ویکرام بات  ( غلام ) خود را مدیون عامر خان می دانند .

 امروزه همه از عامر خام به عنوان یک بازیگر تمام حرفه ای یاد می کنند و حضور او در هر فیلمی می تواند حداقل پنجاه درصد فروش فیلم را تضمین کند . یکی دیگر از ویژگی های عامر خان طرفداران او هستند که در واقع جزو قشر خاص جامعه هند می باشند و جزو عوام نیستند که امروز طرفدار یک بازیگر باشند و فردا طرفدار دیگری ! طرفدارانی که سینما را تنها به عنوان یک سرگرمی و ابزاری برای اتلاف وقت  می دانند و از هنر موجود در سینما چیزی نمی دانند و همین امر است که باز ه باعث متمایز شدن عامر خان از سایر هم دوره ای های او می شود .

چند فیلم محبوب از عامر خان:

۱- دل دركنار مادوري ديكسيت (عاشقانه)
2-لاو لاو دركنار جوهي چاولا(عاشقانه )
3- راجاي هندوستان دركنار كريشما كاپور(عاشقانه )
4- ديل چلته هاي دركنار پريتي زينتا (عاشقانه)
5- قيام دركنار راني مكرجي (تاريخي )
6- رنگ دبستي دركنار يه عالمه بازيگر غريبه (داستاني)
7- فنا دركناركاجول (عاشقانه)

مصاحبه اختصاصی با عامر خان:

راستش باورم نمیشه که دارم با شما مصاحبه می کنم . چون شما با خبرنگارهای کشور خودتون به سختی مصاحبه می کنی ولی من این جا به این راحتی ؟

- من برای کارم دلیل دارم . بیش تر خبرنگارهای کشور ما برای مصاحبه میان و سوال می پرسن و بعد در جواب از زبون ما هر چی که دوست دارند می نویسن .

آخه به جز این مورد شما خیلی هم منزوی و گوشه گیر هستید و معمولا زیاد در دسترس نیستید ؟

- من از دوران کودکی این رفتار رو داشتم و الآن هم بهش عادت کردم .

 زندگی جدیدتون چه طوره ؟ با شرایط جدید و همسر جدیدتون چه طورید ؟

- خدا رو شکر زندگی خوب و عالی دارم .

 من چند سال پیش توی یک مصاحبه از شما شنیدم که موفقیت خودتون رو مدیون همسرتون بودید ... در این مورد بگو یید؟

- من هنوز هم به این موضوع اعتراف می کنم . همسر سابقم خیلی با من رفتار عالی و خوبی داشت و با موقعیت من و شغلم کنار آمده بود و کاملا من رو درک می کرد ولی به یکباره از حدود سه سال پیش سر ناسازگاری گذاشت , البته من دلیل کارش رو می دونستم و بارها بهش تذکر دادم که ادامه نده ولی متاسفانه بعد از مدتی به این نتیجه رسیدیم که دیگه نمی تونیم با هم ادامه بدیم و جدا شدیم .

توی این زمینه خیلی براتون شایعه درست کردند . نظرتون چیه ؟ 

- من به شایعات اهمیت نمی دهم . شایعات همیشه هستند و اگر بهشون توجه کنیم روز به روز بیش تر و بزرگ تر خواهند شد .

رابطه تو با سلمان خان چه طوره ؟

- من با سلمان خان رابطه خیلی خوبی دارم و هرگز با اون دچار مشکل نشدم .

پس چرا خیلی باهاش رفت و آمد نمی کنی ؟

- گفتم که من خیلی عادت به رفت و آمد کردن با دیگران ندارم . البته من وسلمان خان با هم در ارتباط هستیم و از احوال هم جویا .

سلمان خان چرا این قدر حاشیه دارند ؟

- مقصر خودشه . من بارها به خودش هم این مورد رو گوشزد کردم . سلمان خان نباید اجازه بده که براش این قدر شایعه درست کنند چرا که بیش تر از هر  کسی خودش متضرر می شه .

در مورد شاهرخ خان بگویید ؟

- من با شاهرخ خان خیلی رابطه ندارم یا بهتر بگم اصلا رابطه ندارم .

همه می گن که شما با هم دشمن هستید , درسته ؟

- دشمن !!! این ها از اون دسته اخباری هست که بعضی از خبرنگارها درست می کنند تا با نوشتن اون ها فروش کنند

پس چرا در مجلس تولد آمیتاب بچن 2 سال پیش با هم درگیری پیدا کردید ؟

- اون فقط یک درگیری لفظی بود که مقصرش هم کرن جوهر بود .

کرن جوهر چرا ؟

- کرن از حدود سه چهار سال پیش دائم به من اصرار می کرد که در فیلمی که قراره بسازه با شاهرخ خان هم بازی بشم ولی من تمایلی به این کار ندارم چون احساس می کنم که ما در کنار هم موفق نیستیم . توی اون مجلس هم من با کرن جوهر در این رابطه بحث می کردیم که شاهرخ خان هم قاطی بحث شد و با هم درگیری لفظی پیدا کردیم .

شاهرخ خان که بدش نمیاد با شما هم بازی بشه ؟

- شاهرخ خان قصد داره تا با بازی در کنار من به رقابت با من بپردازه ولی من حاضر به این کار نیستم , نه این که در مقابلش ناتوان باشم چون مطمئنم که از اون بدتر نیستم و نظرات کارشناسان این رو ثابت می کنه ولی شاهرخ خان قصد داره که خودش رو بهتر از من نشون بده . من هم معتقد هستم وقتی در یک فیلم عواملش با هم یک دل نباشند اون فیلم موفق نمیشه .

نظرتون راجع به ریتیک روشن چیه ؟

- بازیگر خوبیه و من از کارش خوشم میاد و مطمئن هستم که سینمای هند در آینده متعلق به اونه .

آبیشک چه طور ؟

- اونم بازیگر خوبیه ولی باید از پدرش تجربه کسب کنه و اون ها رو در فیلم هاش استفاده کنه ضمن این که در انتخاب نقش ها هم باید دقت بیش تری بکنه .

نظرتون راجع به آمیتاب بچن چیه ؟

- آمیتاب بچن واقعا یک اسطوره بزرگ در سینمای هند محسوب می شه . من همیشه ایشان رو دوست داشتم و شخصیت ایشان برام قابل احترام هست .

دوست دارید که یک روز به جایگاه آمیتاب برسید ؟

- داشتن جایگاهی مثل جایگاه آمیتاب احتیاج به شخصیت بزرگی مانند آمیتاب بچن داره و هر کسی نمی تونه این جایگاه رو کسب کنه . در کل داشتن چنین جایگاهی برای هر کسی یک آرزو محسوب میشه .

 از سفری که سه سال پیش به ایران داشتی بگو ؟

 - سفر خوبی بود . من به اصفهان آمده بودم تا هم از این شهر دیدنی بازدید کنم وهم به دور از مشکلات شخصی خودم مدتی رو سپری کنم .

کسی در اون جا شما رو شناخت ؟

- خوشبختانه یا متاسفانه خیر . خوشبختانه چون اگر کسی من رو می شناخت فکر کنم اون آسایش رو از دست می دادم و متاسفانه چون احساس کردم در اون جا غریب هستم و طرفداری ندارم .

یه سوال هنری , فکر می کنید فیلم جدیدتون با نام طلوع (Rising) تا چه اندازه موفق بوده چون واقعا همه منتظره یک شاهکار از شما بودند ؟

- فیلم خیلی خوبی بود . من هم همه تلاش خودم رو کردم که بازی قابل قبولی ارائه کنم . 

ما قصد داریم تا چند تا از فیلم هاتون رو برای ما معرفی و بررسی کنیم , خودتون کدوم ها رو پبشنهاد می دید ؟

 - من دوست دارم همه فیلم هام معرفی بشه ولی ترجیحا فیلم های آخری رو که بازی کردم بهتر و پخته تر بودم . مثل رنگیلا , غلام , راجا هندوستانی , دل چاهتا هه و لگان .

 

 

Risingطلوع

کارگردان: کتان مهتا

بازیگران: عامر خان، توبی استیفنز ، رانی موکرجی ، آمیشا پاتل

بررسی فیلم: بعد از چهار سال دوری از سینما بالاخره طرفداران عامر خان توانستند با یک فیلم فوق العاده دیگر از طرف او به استقبالش بروند. فیلمی به کارگردانی کتان مهتا که از نظر حماسی ما را به یاد فیلم شجاع دل به کارگردانی و بازیگری مل گیبسون می اندازد. این فیلم قسمتی از تاریخ هند محسوب می شود و قیام سال۱۸۵۷ را نشان می دهد و ایستادگی فردی به نام منگل پاندی. فیلم طلوع از یک شهید می گوید. از شجاعت و قهرمانی او و از سهم او در آزادی هندوستان. پس سازندگان این فیلم حرکتی شجاعانه برای به تصویر کشیدن برگی از تاریخ کشورشان انجام داده اند تا مردم امروز بفهمند آزادی را امروز از آن لذت می برند را مدیون افرادی مانند منگل پاندی هستند. منگل پاندی (عامر خان) سرباز هندی است که برای کمپانی هند شرقی بریتانیا خدمت می کند. او افسر ارشد خود ویلیام گوردون (توبی استیفنز) را در هنگام جنگ با افغانستان نجات داده است و دارای روابط دوستانه محکمی با او شده است. داستان جایی جالب می شود که دولت بریتانیا یک مدل اسلحه جدید را معرفی می کند و سربازها مجبورند استفاده از آن را بپذیرند. اسلحه ای که برای استفاده از آن با دهان سربازها تماس برقرار می شود و باروت آنها محتوی گوشت گاو و خوک می باشد و به همین دلیل نه مسلمان ها ونه هندوها نمی توانند از این اسلحه استفاده کنند. سربازها از روی اعتمادی که به گوردون دارند از او در این باره می پرسندو او می گوید که اینگونه نیست و از گوشت خوک و گاو در آنها استفاده نشده است و سربازها شروع به استفاده از آن می کنند تا اینکه اصل ماجرا مشخص می شود و منگل پاندی  سرکردگی یک گروه شورشی را بر عهده می گیرد و در نهایت به سلطه کمپانی هند شرقی خاتمه می دهد. ساخت فیلم تاریخی یک ریسک بزرگ است چون فیلمساز و قصه گو نمی توانند چیزی به آن اضافه کنند و یا قسمتی از آن را کم کنند. اگر از یک قهرمان ملی صحبت به میان می آید باید تا پایان فیلم به او پایبند بود و فقط از او گفت و شنید و این دقیقا چیزی است که کتان مهتا در این فیلم آن را رعایت کرده است. کارگردانی کتان مهتا واقعا خیره کننده است و چگونگی به تصویر کشیدن واقعیات تاریخ از سوی او به خوبی انجام شده است. داستان منگل پاندی شما را از همان شروع فیلم تسخیر می کند و با سکانسهایی جذاب مثل دستگیری عامرخان به عنوان شورشی در همان اوایل فیلم و یا دعوای بین عامرخان و یک افسر خارجی زمانیکه قصد تعرض به رانی را دارد و یا جایی که توبی استیفنز، آمیشا پاتل را از توده مرده سوزی نجات میدهد و در نهایت جایی که عامرخان مجبور به استفاده از اسلحه ممنوعه می شود و یا سکانسهایی که عامرخان با ارتش بریتانیا به مقابله می پردازد و زمانی که خود در آستانه شکست می بیند  با شلیک به خود قصد خودکشی دارد و یا سکانسی که در بیمارستان توبی استیفنز از عامرخان می خواهدکه عذرخواهی کند و یا سکانسی که در نهایت عامرخان به دار آویخته می شود همگی عالی و دیدنی هستند و همواره به یاد بیننده خواهند ماند. اما چیزهایی که به فیلم لطمه زده است ترانه هایی است که به شکل اجباری در فیلم گنجانده شده است و در برخی موارد به فیلم آسیب زده است و یا نپرداختن به سایر شخصیتهای فیلم به جز منگل پاندی می باشد بخصوص شخصیت زنان فیلم که اصلا در فیلم مؤثر نیستند. موسیقی فیلم که توسط ای آر رحمان ساخته شده است شاید مثل همیشه جادویی نباشد ولی به عنوان یک موسیقی بین المللی واقعا قابل لمس است. نورپردازی هیمان دیمجا عالی است و بر زیبایی فیلم افزوده است. انتخاب صحیح لوکیشنها چشم هر بیننده ای را خیره می کند و بی دلیل نبود که کتان مهتا چیزی حدود یک سال در حال انتخاب لوکیشن برای این فیلم بوده است. فیلم منگل پاندی بدون حضور عامرخان واقعا ناقص بود و این اجرای فوق العاده عامرخان است که جلایی عجیب و جادویی به فیلم داده است و در کنار آن کارگردانی بدون نقص کتان مهتا که به عنوان قصه گو نیز عالی عمل کرده است. عامرخان آنقدر در این فیلم عالی ظاهر شده است که بدون شک این فیلم یکی از شاهکارهای بازیگری او محسوب می شود. توبی استیفنز به عنوان یک خارجی در یک فیلم بالیوودی عالی ظاهر شده است و حتی در ادای دیالوگهای هندی نیز فوق العاده عمل کرده است. رانی و آمیشا متاسفانه نقش کمی در فیلم دارند و چندان به آنها پرداخته نمی شود ولی در کل هردوی آنها در همان نقشهای کوتاهشان نیز عالی ظاهر شدند و بدون شک اگر نقشی پر رنگ تر داشتند مطمئنا می توانستند بهتر هم باشند. در کل طلوع فیلمی حماسی است و یک کوشش برای زنده نگه داشتن یاد یک قهرمان ملی و معرفی او به دنیای بین المللی است. 

بچه ها فعلا خداحافظ تا بازیگر بعدی.

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 16:14  توسط مهتاب |